نتایج جستجو "چین"

@kalamezendeh1
#داستان‌کوتاه :
« گل صداقت »
💠 دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده‌ای تصمیم به ازدواج گرفت.
با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید به شدت غمگین شد، چون دختر او در دل...
@kalamezendeh1
#داستان‌کوتاه :
« گل صداقت »
💠 دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده‌ای تصمیم به ازدواج گرفت.
با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید به شدت غمگین شد، چون دختر او در دل...
@kalamezendeh1
#داستان‌کوتاه :
« گل صداقت »
💠 دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده‌ای تصمیم به ازدواج گرفت.
با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید به شدت غمگین شد، چون دختر او در دل...
🌱 پس از خواندن این داستان کوتاه خـــلاقیت شما 10 برابر میشود !!!!!!!
در کشور چین، دو مرد روستایی می خواستند برای یافتن شغل به شهر بروند. یکی از آن ها می خواست به شانگهای برود و دیگری به پکن.
@occaliptus 🌱
اما در سالن انتظار قطار، آنان برنامه خود را تغییر دادند زیرا مردم می گفتند که شانگهایی ها خ...
کره‌شمالی توان پرداخت هزینه هتل محل اقامت رهبرش در سنگاپور را ندارد
چند روز مانده به دیدار کیم‌جونگ اون، رهبر کره‌شمالی و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا در سنگاپور، مشخص شد مردی که تمام ثروت کشورش را خرج برنامه هسته‌ای کرده و ملت را به فقر و گرسنگی کشانده، توان پرداخت هزینه هتل محل اق...
@Khabarchineyaddashteno
#خبر_چین_نو
فراخوان چهارمین دوره جشنواره خاتم
داستان کوتاه
- گل صداقت
دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او بطور مخفیانه عاشق شاهزاده بود.
دخترش گفت او...
‍ #داستانک
#لمس_حضورش
‌دل،دل ای دل ناآرام، آرام بگیر!
بعد از آن همه دویدن، رمقی برایش نمانده بود، سینه اش از آن همه گریه سر مزار پدرش می‌سوخت.
خسته و ناامید پشتش را به دیوار نم‌دار اتاق زد و همان‌جا نشست.
بوی گِلِ برخاسته از دیوار کاه‌گلی، بعد از باران شدید مشامش را قلقلک می‌داد.
دستش را روی پوست ...
‍‍ داستان کوتاه
موش گفت : “ افسوس دنیا روز به روز تنگ‌تر می‌شود . اول آن قدر بزرگ بود که می‌ترسیدم . دویدم و دویدم و خوشحال بودم که سرانجام در دوردست ، چپ و راستِ خودم دیوارهایی دیدم ، اما این دیوارهای بلند با چنان سرعتی به هم نزدیک می‌شوند که به آخر خط می‌رسم و تله‌ایی که باید توی آن بیفتم ، گوشه...
داستان کوتاه 'مرگ یک کارمند' از آنتوان چخوف
چرویاکف از عطسه ای که کرده بود به هیچ وجه احساس شرمندگی نکرد ؛ لب و لوچه را با دستمال پاک کرد و به عنوان مردی مؤدب و با نزاکت ، به پیرامون خود نگریست تا مطمئن شود که اسباب زحمت کسی را فراهم نکرده باشد. اما درست در همان لحظه ، ناچار شد احساس شرمندگی کند زی...
‍‍ داستان کوتاه
موش گفت : “ افسوس دنیا روز به روز تنگ‌تر می‌شود . اول آن قدر بزرگ بود که می‌ترسیدم . دویدم و دویدم و خوشحال بودم که سرانجام در دوردست ، چپ و راستِ خودم دیوارهایی دیدم ، اما این دیوارهای بلند با چنان سرعتی به هم نزدیک می‌شوند که به آخر خط می‌رسم و تله‌ایی که باید توی آن بیفتم ، گوشه...
داستان کوتاه 'مرگ یک کارمند' از آنتوان چخوف
چرویاکف از عطسه ای که کرده بود به هیچ وجه احساس شرمندگی نکرد ؛ لب و لوچه را با دستمال پاک کرد و به عنوان مردی مؤدب و با نزاکت ، به پیرامون خود نگریست تا مطمئن شود که اسباب زحمت کسی را فراهم نکرده باشد. اما درست در همان لحظه ، ناچار شد احساس شرمندگی کند زی...
👈 داستان کوتاه روان شناسی
☘ ' آرامش و منفعت'
🌺 مردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی بدین سوی و آن سوی انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاه‌پوست)، در گوشه‌ای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، برای همه کسانی که اینجا هستند غذا می‌خرم، غیر از آن زن سیاهی که آنج...
#داستانک۱۷۱
آوارِ تنهایی
آشفته بیدار می‌شوی و سقف سفید را نگاه می‌کنی. خودت را به یاد نمی‌آوری. ذهن خسته‌ات را می‌گردی تا نشانه‌ای پیدا کنی و آرام شوی. یک جفت چشم سیاه، سقف را نقش می‌زنند. نفس راحتی می‌کشی، عینک را از کنار لیوان دندان‌مصنوعی برمی‌داری، به چشم می‌گذاری و دوباره به سقف خیره می‌شوی....
🌀 داستان کوتاه
💵مردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاه‌پوست)، در گوشه‌ای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، برای همه کسانی که اینجا هستند غذا می‌خرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!
🤵گارسون پول را گ...
#قرآن_زندگی
#داستانک
تابحال حتمااین سوال براتون پیش آمده که خداونداین موجود را چرا خلق کرده است؟!!!👇👇👇
مائو رهبر انقلاب چین که خود را پیرو اندیشه مارکس و لنین و استالین می دانست، قبل از برنامه “جهش بزرگ” در سال ۱۹۵۸، سه حیوان ” موش ، پشه و مگس ” را به عنوان دشمنان خلق چین معرفی کرد و خواهان نابودی...
#داستانک۱۷۱
آوارِ تنهایی
آشفته بیدار می‌شوی و سقف سفید را نگاه می‌کنی. خودت را به یاد نمی‌آوری. ذهن خسته‌ات را می‌گردی تا نشانه‌ای پیدا کنی و آرام شوی. یک جفت چشم سیاه، سقف را نقش می‌زنند. نفس راحتی می‌کشی، عینک را از کنار لیوان دندان‌مصنوعی برمی‌داری، به چشم می‌گذاری و دوباره به سقف خیره می‌شوی....
🌀 داستان کوتاه
💵مردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاه‌پوست)، در گوشه‌ای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، برای همه کسانی که اینجا هستند غذا می‌خرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!
🤵گارسون پول را گ...
داستان کوتاه :همراه
دوگرگ، گرسنه و سرمازده، در گرگ ومیش از کوه سرازیر شدند و به دشت رسیدند. برف سنگین ستمگر دشت را پوشانده بود. غبار کولاک هوا را در هم می‌کوبید. پستی و بلندی زیر برف درغلتیده و له شده بود. گرسنه و فرسوده، آن دو گرگ در برف یله شده بودند و از زور گرسنگی پوزه در برف فرو می‌بردند و زب...
📜
✅ اسرار زندگی ارنست همینگوی: از ماجرای 4 ازدواجش تا جاسوسی برای شوروی
ارنست همینگوی، نویسنده مشهور آمریکایی به عنوان یکی از مشاهیر ادبیات قرن بیستم شناخته می‌شود. او سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگ گذراند و داستان‌های بسیاری نیز با الهام از جنگ نوشت که کتاب «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» ا...
پس از خواندن این داستان کوتاه
خـــلاقیت شما 10 برابر میشود !!!!!!!
در کشور چین، دو مرد روستایی می خواستند برای یافتن شغل به شهر بروند. یکی از آن ها می خواست به شانگهای برود و دیگری به پکن.
اما در سالن انتظار قطار، آنان برنامه خود را تغییر دادند زیرا مردم می گفتند که شانگهایی ها خیلی زرنگ هستند و حتی...
داستان کوتاه :همراه
دوگرگ، گرسنه و سرمازده، در گرگ ومیش از کوه سرازیر شدند و به دشت رسیدند. برف سنگین ستمگر دشت را پوشانده بود. غبار کولاک هوا را در هم می‌کوبید. پستی و بلندی زیر برف درغلتیده و له شده بود. گرسنه و فرسوده، آن دو گرگ در برف یله شده بودند و از زور گرسنگی پوزه در برف فرو می‌بردند و زب...
داستان کوتاه :همراه
دوگرگ، گرسنه و سرمازده، در گرگ ومیش از کوه سرازیر شدند و به دشت رسیدند. برف سنگین ستمگر دشت را پوشانده بود. غبار کولاک هوا را در هم می‌کوبید. پستی و بلندی زیر برف درغلتیده و له شده بود. گرسنه و فرسوده، آن دو گرگ در برف یله شده بودند و از زور گرسنگی پوزه در برف فرو می‌بردند و زب...
#داستانک۱۵۱
جای خالی کسی که شاید در نزدیکترین حالت به ما باشد اما فراموشش شدیم یا بلدمان نیست.
همه چیز را با پیمانهء دیروز می سنجید. یک سر دنیایش به امروز وصل بود و سر دیگر آن به سی، چهل یا پنجاه سال پیش. هرچیز که در قیاس با آن سال ها جور نبود باطله می پنداشت. بهانه هایش از کم شنوایی و کم صحبتی ...
✅داستانک
شیوه‌ی اول
دوگرگ، گرسنه و سرمازده، در گرگ ومیش از کوه سرازیر شدند و به دشت رسیدند. برف سنگین ستمگر دشت را پوشانده بود. غبار کولاک هوا را در هم می‌کوبید. پستی و بلندی زیر برف درغلتیده و له شده بود. گرسنه و فرسوده، آن دو گرگ در برف یله شده بودند و از زور گرسنگی پوزه در برف فرو می‌بردند و زب...
✅داستانک
شیوه‌ی اول
دوگرگ، گرسنه و سرمازده، در گرگ ومیش از کوه سرازیر شدند و به دشت رسیدند. برف سنگین ستمگر دشت را پوشانده بود. غبار کولاک هوا را در هم می‌کوبید. پستی و بلندی زیر برف درغلتیده و له شده بود. گرسنه و فرسوده، آن دو گرگ در برف یله شده بودند و از زور گرسنگی پوزه در برف فرو می‌بردند و زب...
📜
✅ اسرار زندگی ارنست همینگوی: از ماجرای 4 ازدواجش تا جاسوسی برای شوروی
ارنست همینگوی، نویسنده مشهور آمریکایی به عنوان یکی از مشاهیر ادبیات قرن بیستم شناخته می‌شود. او سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگ گذراند و داستان‌های بسیاری نیز با الهام از جنگ نوشت که کتاب «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» ا...
#داستانک۱۵۱
جای خالی کسی که شاید در نزدیکترین حالت به ما باشد اما فراموشش شدیم یا بلدمان نیست.
همه چیز را با پیمانهء دیروز می سنجید. یک سر دنیایش به امروز وصل بود و سر دیگر آن به سی، چهل یا پنجاه سال پیش. هرچیز که در قیاس با آن سال ها جور نبود باطله می پنداشت. بهانه هایش از کم شنوایی و کم صحبتی ...
#داستانک
دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان ، شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت.
با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود!
دختر گفت او هم به ...
ماجرای قتل عام موش‌های هانویی از نظر من خیلی آموزنده‌ست. داستانک مربوط به اواخر قرن نوزدهمه. شهر هانویی که الان پایتخت ویتنام هست، اون موقع مستعمره‌ی فرانسه بوده، و فرانسوی‌ها قصد داشتن زیرساخت‌های شهر رو ارتقا بدن، طوری که برازنده‌ی یک مستعمره‌ی فرانسه باشه.
یکی از کارهای مهمی که انجام میشه، احدا...
ماجرای قتل عام موش‌های هانویی از نظر من خیلی آموزنده‌ست. داستانک مربوط به اواخر قرن نوزدهمه. شهر هانویی که الان پایتخت ویتنام هست، اون موقع مستعمره‌ی فرانسه بوده، و فرانسوی‌ها قصد داشتن زیرساخت‌های شهر رو ارتقا بدن، طوری که برازنده‌ی یک مستعمره‌ی فرانسه باشه.
یکی از کارهای مهمی که انجام میشه، احدا...
📜
✅ اسرار زندگی ارنست همینگوی: از ماجرای 4 ازدواجش تا جاسوسی برای شوروی
ارنست همینگوی، نویسنده مشهور آمریکایی به عنوان یکی از مشاهیر ادبیات قرن بیستم شناخته می‌شود. او سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگ گذراند و داستان‌های بسیاری نیز با الهام از جنگ نوشت که کتاب «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» ا...
🍃🍃🍃🍃🖊
داستانک
گلدان صداقت
@jdastanj
دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده‌ای تصمیم به ازدواج گرفت. او با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او بطور مخفیانه ...
🍃🍃🍃داستان کوتاه 🍃🍃🍃
💕پادشاهی در خواب دید تمام دندانهایش افتادند!
دنبال تعبیر کنندگان خواب فرستاد...
اولی گفت: تعبیرش این است که مرگ تمام خویشاوندانت را به چشم خواهی دید
پادشاه ناراحت شد و دستور داد او را بکشند...
دومی گفت: تعبیرش این است که عمر پادشاه از تمام خویشاوندانش طولانی تر خواهد بود...
پاد...
Bijan.Azimi
۲۵اردیبهشت ۱۳۹۷ خورشیدی
۲۸شعبان ۱۴۳۹ قمری
۱۵ می ۲۰۱۸ میلادی
🔶رویدادها
🔹روز بزرگداشت فردوسی🔹
هیچ‌کس به اندازه‌ی فردوسی باورمند به خرد و دانش نبوده و تشویق به اندوختن دانش و هنر نکرده است
👨‍👨‍👧‍👦روز بين ‏المللی خانواده
خانواده، کوچک ترین واحد اجتماعی و در عین حال، بزرگ تر...
سلام صبح سه شنبه بخیر
۲۵اردیبهشت ۱۳۹۷ خورشیدی
۲۸شعبان ۱۴۳۹ قمری
۱۵ می ۲۰۱۸ میلادی
🔶رویدادها
🔹روز بزرگداشت فردوسی🔹
هیچ‌کس به اندازه‌ی فردوسی باورمند به خرد و دانش نبوده و تشویق به اندوختن دانش و هنر نکرده است
👨‍👨‍👧‍👦روز بين ‏المللی خانواده
خانواده، کوچک ترین واحد اجتماعی و در عین حال...
🌺🌼🌸
🔘 داستان کوتاه
سالها پیش پسربچه‌ی فقیری ازجلوی یه مغازه ی میوه فروشی رد میشد که بطور اتفاقی چشمش به میوه های داخل مغازه افتاد، صاحب مغازه که پسرک را تو اون حال دید دلش سوخت ورفت یه سیب ازروی میوه ها برداشت و دادبه پسربچه.پسربچه باولع زیادسیب رابه دهانش بردو خواست یه گازمحکم به سیب بزند که یه ...
🌺🌼🌸
داستان کوتاه
#حسرت
ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺷﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﺍﻭﻟﯽ: «ﺩﯾﺸﺐ، ﺷﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ. ﺗﻮ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ؟»
ﺩﻭﻣﯽ: «ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻇﺮﻑ ﺳﻪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺷﺎﻡ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺭﻓﺖ و افتاد رو تخت ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ. ﺑﻪ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ؟»
ﺍﻭﻟﯽ: «ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ...
سلام صبح سه شنبه بخیر
۲۵اردیبهشت ۱۳۹۷ خورشیدی
۲۸شعبان ۱۴۳۹ قمری
۱۵ می ۲۰۱۸ میلادی
🔶رویدادها
🔹روز بزرگداشت فردوسی🔹
هیچ‌کس به اندازه‌ی فردوسی باورمند به خرد و دانش نبوده و تشویق به اندوختن دانش و هنر نکرده است
👨‍👨‍👧‍👦روز بين ‏المللی خانواده
خانواده، کوچک ترین واحد اجتماعی و در عین حال...
@GolchinTarikh
🌺سلام یاران باوفا
صبح سه شنبه بخیر
۲۵اردیبهشت ۱۳۹۷ خورشیدی
۲۸شعبان ۱۴۳۹ قمری
۱۵ می ۲۰۱۸ میلادی
🔶رویدادها
🔹روز بزرگداشت فردوسی🔹
هیچ‌کس به اندازه‌ی فردوسی باورمند به خرد و دانش نبوده و تشویق به اندوختن دانش و هنر نکرده است
👨‍👨‍👧‍👦روز بين ‏المللی خانواده
خانواده، ...