نتایج جستجو "موسی"

یکی بود یکی نبود
یکی بود
که با دسته های پرتلاطم مرغ ها آمده بود
و با دست حنابسته اش گفتگو می کرد
نگران ستاره های دریایی جا مانده از آب
و ساقه های ترد علف
یکی بود
که از پله های دانشکده سلام بریزد
یکی نبود
بگوید
چگونه باد می تواند از گله زنبورها عسل بدزدد
از او دل مهربانش را
بگوید
تنهایی از درختان بل...
#کتاب_صوتی
#گلهای_معرفت
#اریک_امانوئل_اشمیت
#سروش_حبیبی
#مجموعه_داستان
#هفده_قسمت
گل های معرفت سه داستان کوتاه از سه مذهب مختلف است.راه هایی برای کشف حقیقت و آرامش زندگی.راه هایی که چه ایمان داشته باشیم چه نداشته باشیم بیاموزیم که زندگی را پاس بداریم.بیاموزیم که باید به خوبی اعتقاد داشت و درونی ش...
فقط غم
سعید کنگرانی برای آخرین بار مرد.
در دهه‌ی شصت چیزی وجود داشت به نام «غم». این پدیده آنگونه که به نحو اگزیستانسیال زیست می‌شد با معنایی که در لغت‌نامه‌ها یا کتب روانشناسی می‌بینیم و یا در اشعار تغزلی آمده است، زمین تا آسمان تفاوت داشت. این واژه دال بر گونه‌ای نهلیسیم بود که پژواک خود را ...
▪️ #داستانک
🏴 معدن حکمت
پیشوایان معصوم شیعه هر کدام به نوبه ی خود سرچشمه ی کمالات و منبع فضائل و صفات عالی انسانی محسوب میشوند. نه تنها شیعیان بلکه افراد و گروههای مختلفی که با آن بزرگان در ارتباط بوده اند به این نکته اذعان دارند. حتی مخالفین و معاندین آنان گاهی در لابه لای سخنان خویش این حقیقت را...
▪️ #داستانک
🏴 معدن حکمت
پیشوایان معصوم شیعه هر کدام به نوبه ی خود سرچشمه ی کمالات و منبع فضائل و صفات عالی انسانی محسوب میشوند. نه تنها شیعیان بلکه افراد و گروههای مختلفی که با آن بزرگان در ارتباط بوده اند به این نکته اذعان دارند. حتی مخالفین و معاندین آنان گاهی در لابه لای سخنان خویش این حقیقت را...
#کتاب_صوتی
#کشته_عشق
#اسماعیل_فصیح
#رمان_داستان
کتاب کشته عشق شامل دو داستان کوتاه کشته عشق و ماه از روزهای جنگ است.در داستان اول طبق معمول جلال آریان شخصیت ثابت داستان های فصیح روایت گری می کند.کشته عشق داستان پسری دوازده ساله به نام احمد عدنان موسی است که آریان در بخش بیماران سرپایی بیمارستان ...
#کتاب_صوتی
#کشته_عشق
#اسماعیل_فصیح
#رمان_داستان
کتاب کشته عشق شامل دو داستان کوتاه کشته عشق و ماه از روزهای جنگ است.در داستان اول طبق معمول جلال آریان شخصیت ثابت داستان های فصیح روایت گری می کند.کشته عشق داستان پسری دوازده ساله به نام احمد عدنان موسی است که آریان در بخش بیماران سرپایی بیمارستان ...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
▪️ #داستانک
🏴 مردم را نترسان
در آخرین سفر علامه میرجهانی به مشهد مقدس در جمعی بین دوستان به نقل خاطره ای پرداختند که بدین شرح است:
در سال های اقامت در جوار ملکوتی سلطان سریر حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه التحیه و الثناء ـ شبی در منزل یکی از محترمین تجّار در دهه عاشورا منبر می رفتم و موضوع سخنانم م...
درست آمده بود بگوید
شباهت تو به آنکه درخت می کارد
شباهت راه است به « آمده ام»
همین قدر هم که شاخه های درختی شمالی
هر روز از گوشه های شعرم گنجشک بریزد
کافیست
گفتم کاری به کار سیاست نداشته باشم
کاری به کار « نداشته باشم»
همین قدر که کارگر انتظار باشم و شعر
و پرونده بیاورم از بابونه شما...
💕 داستان کوتاه
روزی حضرت موسی (ع) از پروردگار درخواست نمود که میخواهم 'بدترین بنده ات' را ببینم.
'ندا آمد:'
صبح زود به در 'ورودی شهر' برو. اولین کسی که از شهر 'خارج' شد، او بدترین بنده ی من است.
حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. 'پدری با فرزندش،' اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند.
...
💧داستان_کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
#بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نهاد...
💧داستان_کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
#بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نهاد...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
‌‌شمال تهران در عزای سالار شهیدان سیاهپوش شد
با هدف زنده نگه داشتن عاشورا و احیای فرهنگ حسینی محلات شمال تهران سیاهپوش و برنامه های مذهبی ، فرهنگی و اجتماعی در محلات 27 گانه منطقه یک برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی شهرداری منطقه یک مجتبی توسلی معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری این منطقه با اعلام ...
‌‌شمال تهران در عزای سالار شهیدان سیاهپوش شد
با هدف زنده نگه داشتن عاشورا و احیای فرهنگ حسینی محلات شمال تهران سیاهپوش و برنامه های مذهبی ، فرهنگی و اجتماعی در محلات 27 گانه منطقه یک برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی شهرداری منطقه یک مجتبی توسلی معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری این منطقه با اعلام ...
📗☘📗☘📗
☘داستان کوتاه
خواهر روحانی در کلاس مدرسه وابسته به کلیسای محلی مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.
یک پسر خردسال ایتالیایی گفت: م...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
@kolenjanloveme
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد...

🍁🕊⭐️🕊📜🍂
🕊📜🕊📜
⭐️🕊📜
🕊📜
📜
🍁 #داستانک
💐 دیدار اموات و مردگان
🌷 اسحاق بن عمار می گوید : « به امام موسی کاظم (علیه السلام) عرض کردم : آیا روح مومن به دیدار خانواده اش می آید ؟
🌿 فرمودند : بله. عرض کردم : هر چند وقت یک بار به ملاقات ایشان می آید ؟ فرمودند : به اندازه فضیلت و قدر و منزلتی که هر کدام ...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
گزارشی از یکصد و بیست و هفتمین جلسه انجمن ادبی بامداد خور
تاریخ چهاردهم شهریور ماه ۱۳۹۷
موضوع: مختصری از مکتب ادبی سمبولیسم
تفسیر غزل اول دیوان حافظ با مطلع الا یا ایهاالساقی
حاضرین جلسه:
آقایان: احمد رضایی، موسی پورپلاش، رضا فتحی، نوید بازیار، حامد شفیعی، عبدالله کاروانی، سعید جاوید، محمدرسول حید...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
🔘 داستان کوتاه
ميگويند كه در زمان موسی خشکسالی پيش آمد.
آهوان در دشت، خدمت موسی رسيدند كه ما از تشنگی تلف می شويم و از خداوند متعال در خواست باران كن.
موسی به درگاه الهی شتافت و داستان آهوان را نقل نمود.
خداوند فرمود: موعد آن نرسيده
موسی هم برای آهوان جواب رد آورد.
تا اينكه يكی از آهوان داوطلب...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اس...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اس...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اس...
💕 داستان کوتاه
'نا امیدان این داستان را از دست ندهید'
'بانوی مومنی' در یکی از خاطرات خود میگوید:
با جوانی بسیار 'متدین' ازدواج کردم.
با 'پدر و مادر' همسرم زندگی می‎کردیم.
همسرم نسبت به پدر و مادرش بسیار 'مهربان و خوش اخلاق' بود.
خداوند پس از یک سال دختری به ما عطا کرد که اسم او را 'اسماء' نها...