نتایج جستجو "لاغر"

شبِ سردِ زمستانی به نیمه رسیده بود.
مرد، داخل کوچه پیچید. یقهٔ بارانی اش را بالا آورد. دستانش را در جیبش گذاشت و گام هایش را بلندتر کرد.
با تشویش از درِ نیمه باز، واردِ محوطهٔ آپارتمان شد. سرش را که بالا گرفت پردهٔ توریِ طبقهٔ دوم تکان می خورد.
بی خیالِ آسانسور شد تا مبادا همسایه ای رَدَش را بزند! پ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
#داستانک
آمریکایی‌وار
نظر به عزم راسخی که برای اقدام به یک ازدواج کاملا قانونی دارم، و با توجه به این نکته که هیچ ازدواجی بدون مشارکت جنس مؤنث امکان پذیر نیست، خاضعانه در نهایتِ افتخار و خوش وقتی و احساسِ رضایتِ کامله از کلیه‌ی بیوہ‌گان و دوشیزه‌گانِ محترمه استدعا می شود لطف بفرمایند مراتب ذیل را...
شبِ سردِ زمستانی به نیمه رسیده بود.
مرد، داخل کوچه پیچید. یقهٔ بارانی اش را بالا آورد. دستانش را در جیبش گذاشت و گام هایش را بلندتر کرد.
با تشویش از درِ نیمه باز، واردِ محوطهٔ آپارتمان شد. سرش را که بالا گرفت پردهٔ توریِ طبقهٔ دوم تکان می خورد.
بی خیالِ آسانسور شد تا مبادا همسایه ای رَدَش را بزند! پ...
شبِ سردِ زمستانی به نیمه رسیده بود.
مرد، داخل کوچه پیچید. یقهٔ بارانی اش را بالا آورد. دستانش را در جیبش گذاشت و گام هایش را بلندتر کرد.
با تشویش از درِ نیمه باز، واردِ محوطهٔ آپارتمان شد. سرش را که بالا گرفت پردهٔ توریِ طبقهٔ دوم تکان می خورد.
بی خیالِ آسانسور شد تا مبادا همسایه ای رَدَش را بزند! پ...
شبِ سردِ زمستانی به نیمه رسیده بود.
مرد، داخل کوچه پیچید. یقهٔ بارانی اش را بالا آورد. دستانش را در جیبش گذاشت و گام هایش را بلندتر کرد.
با تشویش از درِ نیمه باز، واردِ محوطهٔ آپارتمان شد. سرش را که بالا گرفت پردهٔ توریِ طبقهٔ دوم تکان می خورد.
بی خیالِ آسانسور شد تا مبادا همسایه ای رَدَش را بزند! پ...
🎄حکایت
'ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.'
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهم...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
#داستانک
🌺داستان_آموزنده (بهشت و جهنم) 🌺
یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت:
'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟'
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن ی...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
📗هر شب یک داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو ...
📗هر شب یک داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو ...
📗هر شب یک داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو ...
📗هر شب یک داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو ...
💕 داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو کرد و گ...
📗هر شب یک داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو ...
📗هر شب یک داستان کوتاه
'پادشاهی' چند پسر داشت، یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ولی دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند.
شاه به او با نظر نفرت و خواری می نگریست، و با آن نگاهش او را تحقیر می کرد. آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر 'تحقیرآمیز' به او می نگرد، به پدر رو ...