نتایج جستجو "فلسفی"

#داستانک۲۲۸
'اگه من نباشم چی میشه؟'
حتما فردا صبحش بازم همه با کلی بد و بیراه بیدار میشن و بدو بدو خودشونو میرسونن به مترو که برن سر کار و حتما بازم همدیگر و هل میدن.
فقط فرقش اینه که من بینشون نیستم، اون گوشه، کنار در قطار
دوباره ظهر که گشنشون میشه خودشونو میرسونن یه جایی که نهار بخورن، بعضیا خون...
زیاد در فکر عبادت خدایت که نمیدانی
خواست او چیست !
نباش ...
بلکه در خدمت مردمی باش که میدانی
مشکلاتشان چیست و چه می خواهند...
کنفسیوس
اطلاعات بیشتر 👈
#داستانک۲۱۲
بهترین نقش مکمل زن
می‌خواهند جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به من بدهند. یک سیمرغ بلورین که از شیشه ساخته‌شده و از این‌طرفش می‌توان آن‌طرف دلش را تماشا کرد؛ زیبا و توخالی! زیباترین تندیس پوچی که تابه‌حال دیده‌ام.
اما منی که روی صندلی لم‌داده‌ام اصلاً قیافه‌ام شبیه به آن‌هایی نیست ک...
#داستانک۲۱۲
بهترین نقش مکمل زن
می‌خواهند جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به من بدهند. یک سیمرغ بلورین که از شیشه ساخته‌شده و از این‌طرفش می‌توان آن‌طرف دلش را تماشا کرد؛ زیبا و توخالی! زیباترین تندیس پوچی که تابه‌حال دیده‌ام.
اما منی که روی صندلی لم‌داده‌ام اصلاً قیافه‌ام شبیه به آن‌هایی نیست ک...
🌷🌷🌷
💕اگر حق با #شماست، به #خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای #عصبانی بودن ندارید!
صبوری با خانواده #عشق است،
صبوری با دیگران #احترام است،
صبوری با خود #اعتماد به نفس است
و صبوری در راه خدا، #ایمان است.
اندیشیدن به #گذشته اندوه،
و اندیشیدن به آینده #هراس می آورد
به حال بیاندی...
🌷🌷🌷
به کودکان یاد بدهیم:
1_ بهترین سن شروع آموزش به کودکان وقتی است که بچه ها را از پوشک میگیرید.
هرگز جلوی جمع شلوارشان را پایین نکشید.
بهشان یاد دهید که زیر پوشک حریم خصوصی بچه هاست.
هرگز بچه ها را مجبور نکنید کسی را ببوسند.
'مادر برو یه بوس به عمو بده'
یا
'برو بغل دایی جان'
و حرفهایی از این دست...
🌷🌷🌷
مردی از روی کاتالوگ، یک دوچرخه برای پسر خود سفارش داده بود. هنگامی که دوچرخه را تحویل گرفت، متوجه شد که قبل از استفاده از دوچرخه خودش باید چند قطعه آن را سوار کند. با کمک دفترچه راهنما تمام قطعات را دسته‌بندی کرد و در گاراژ کنار هم چید. با وجود اینکه بارها دفترچه راهنما را به دقت مطالعه کرد ولی ...
✅ بخشی از نقد آناهیتا آروان بر داستان «چشمان بی رمق آقای ثابتی»، نوشته‌ی کامران قیصر
داستان شما مقدمه‌ی آشکاری دارد پس می‌توانیم بگوییم تا حدودی دارد از همین تقسیم بندی پیروی می کند؛ با این حال مشکل اینجاست که چنین مقدمه ای به جای اینکه مخاطب را برای رویارویی با اصل ماجرا آماده کند کسالت بار شده و ...
T.me/qlmkqz
داستان کوتاه،متن فلسفی عاشقانه کوتاه
دو بیتی،عکس پروفایلی و...
جویین شید
قدم بر چشم🙏🌹
‍ #تازه_های_کتاب
📚 داستان‌های پشت‌پرده؛ تمثیل در داستان کوتاه معاصر ایران
🖊 آرش آذرپناه
نشر نیماژ
چاپ اول: ۱۳۹۷
این کتاب اگر چه به تحلیل داستان‌های کوتاه تمثیلی فارسی تا 1370 می‌پردازد، اما در آن تلاش شده است تا ابتدا مفهوم دقیقی از تمثیل و انواع آن تبیین شود و تمایز آن، به‌عنوان وجهی روایی، با مَث...
‍ #تازه_های_کتاب
📚 داستان‌های پشت‌پرده؛ تمثیل در داستان کوتاه معاصر ایران
🖊 آرش آذرپناه
نشر نیماژ
چاپ اول: ۱۳۹۷
این کتاب اگر چه به تحلیل داستان‌های کوتاه تمثیلی فارسی تا 1370 می‌پردازد، اما در آن تلاش شده است تا ابتدا مفهوم دقیقی از تمثیل و انواع آن تبیین شود و تمایز آن، به‌عنوان وجهی روایی، با مَث...
🌷🌷🌷
اين دوازده جمله را حتماً بخوانيد
❤️❤️❤️
۱_یادت باشه تا خودت نخواي هيـچ کس نميتونه زندگيتو خراب کنه
۲_یادت باشه که آرامش رو بايد تو وجود خودت پيدا کني
۳_یادت باشه خدا هميشه مواظبته
۴_يادت باشه هميشه ته قلبت يه جايي براي بخشيدن آدما بگذاري ....
۵_منتظر هيچ دستي در هيچ جاي اين دنيا نبا...
📒 كوتاهترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگرد پاسخ داد:...
‍ #تازه_های_کتاب
📚 داستان‌های پشت‌پرده؛ تمثیل در داستان کوتاه معاصر ایران
🖊 آرش آذرپناه
نشر نیماژ
چاپ اول: ۱۳۹۷
این کتاب اگر چه به تحلیل داستان‌های کوتاه تمثیلی فارسی تا 1370 می‌پردازد، اما در آن تلاش شده است تا ابتدا مفهوم دقیقی از تمثیل و انواع آن تبیین شود و تمایز آن، به‌عنوان وجهی روایی، با مَث...
#تحلیل_داستان
تحلیلگر: #پیمان_اخوان_توکلی
داستانک با سوالی شروع می شود که مخاطب را به چالشی اساسی می کشد. یک مساله فلسفی! ساده اما گرفتارکننده!
بخش میانی باز گره دوم داستانک است یعنی مساله اینکه چطور همه دانشجویان یک ساعت وقت صرف جواب کرده اند و تنبل ترین تنها ده ثانیه!
و پاراگراف سوم باز مساله س...
كوتاهترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگرد پاسخ داد: م...
🔝
كوتاهترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگرد پاسخ داد:...
📖 كافـه داستان تقديم می کند؛
📌 چنلی مملو از داستان و داستانک های: پند آموز - طنز - فلسفی - جالب انگیز و عاشقانه
📎ورود: 👇🏿
اطلاعات بیشتر
📖 كافـه داستان تقديم می کند؛
📌 چنلی مملو از داستان و داستانک های: پند آموز - طنز - فلسفی - جالب انگیز و عاشقانه
📎ورود: 👇🏿
اطلاعات بیشتر
كوتاهترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگرد پاسخ داد: م...
📕📗📘
' كوتاهترین داستان فلسفی دنیا '
🏅برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگ...
كوتاهترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگرد پاسخ داد: م...
كوتاه ترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند.
اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت:...
T.me/qlmkqz
داستان کوتاه،متن فلسفی عاشقانه کوتاه
دو بیتی،عکس پروفایلی و...
جویین شید
قدم بر چشم🙏🌹
چگونه یک اثر تاریخی به‌وجود آوریم؟🌀
هفته گذشته یکی از دوستان قدیمی، که عشقی به کتاب‌ها نیز دارد، با من درددل می‌کرد. آرزو داشت کتابی بنویسد در زمینه تاریخ. نمی‌دانست چگونه این کار را انجام دهد. دوست داشت یاد بگیرد که چگونه اثری تاریخی بنویسد.
واقعی‌ترین و بهترین راه برای یادگیری نوشتن آثار تاریخی،...
تا حالا به عدد 12 این طور نگاه کرده بودید؟
🌱لا اله إلا الله 12 حرف
🌱محمدرسول الله 12 حرف
🌱علی بن ابی طالب 12حرف
🌱أمیر المؤمنین 12 حرف
🌱فاطمة الزهراء 12 حرف
🌱الحسن والحسین 12حرف
🌱الحسن المجتبى 12 حرف
🌱الحسین الشهید 12 حرف
🌱الإمام السجاد 12...
🌈كوتاهترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگرد پاسخ داد: ...
📗 #داستان کوتاه
آقای کوینر از پسر بچه‌ای که زار ‌زار گریه می‌کرد علت غم و غصه‌اش را پرسید .
پسر بچه گفت : من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم ، اما پسرکی آمد و یکی از آن‌ها را از دستم قاپید . و به پسری که دورتر دیده می‌شد اشاره کرد .
آقای کوینر پرسید : مگر با داد و فریاد ، مردم را به کمک نخو...
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ!
ﺗﺤﻤﻠﺶ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ...
ﺑﯽﺷﻌﻮﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﺳﺖ!
#ﻓﯿﻠﯿﭗ_ﮔﻠﻮﮎ
مطالب زیبا🌹👇🏻
اطلاعات بیشتر
وقتی با خدا حرف می زنی
هیچ نفسی هدر نمی رود
وقتی منتظر خدا باشی
هیچ لحظه ای تلف نمی شود
وقتی به خدا اعتماد کنی
هرگز شکست را نخواهی دید
با خدا هیچ چیز را از دست نخواهی داد
مطالب زیبا🌹👇🏻
اطلاعات بیشتر
#تلنگر
دو سخن از زرتشت:
- فرو رفتن در غم و اندوه هیچ کس را در دین مومن نمی‌سازد.
- کار نیکی که برای دیگران انجام می‌دهید، وظیفه نیست بلکه لذت است که برای شما سلامتی آرامش خاطر، به ارمغان می‌آورد.
مطالب زیبا🌹👇🏻
اطلاعات بیشتر
آقای کوینر از پسر بچه‌ای که زار ‌زار گریه می‌کرد علت غم و غصه‌اش را پرسید .
پسر بچه گفت : من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم ، اما پسرکی آمد و یکی از آن‌ها را از دستم قاپید . و به پسری که دورتر دیده می‌شد اشاره کرد .
آقای کوینر پرسید : مگر با داد و فریاد ، مردم را به کمک نخواستی؟
پسر بچه با ...
كوتاه ترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند.
اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت:...
📗 #داستان کوتاه
آقای کوینر از پسر بچه‌ای که زار ‌زار گریه می‌کرد علت غم و غصه‌اش را پرسید .
پسر بچه گفت : من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم ، اما پسرکی آمد و یکی از آن‌ها را از دستم قاپید . و به پسری که دورتر دیده می‌شد اشاره کرد .
آقای کوینر پرسید : مگر با داد و فریاد ، مردم را به کمک نخو...
📗 #داستان کوتاه
آقای کوینر از پسر بچه‌ای که زار ‌زار گریه می‌کرد علت غم و غصه‌اش را پرسید .
پسر بچه گفت : من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم ، اما پسرکی آمد و یکی از آن‌ها را از دستم قاپید . و به پسری که دورتر دیده می‌شد اشاره کرد .
آقای کوینر پرسید : مگر با داد و فریاد ، مردم را به کمک نخو...
كوتاه ترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند.
اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت:...
T.me/qlmkqz
داستان کوتاه،متن فلسفی عاشقانه کوتاه
دو بیتی،عکس پروفایلی و...
جویین شید
قدم بر چشم🙏🌹
T.me/qlmkqz
داستان کوتاه،متن فلسفی عاشقانه کوتاه
دو بیتی،عکس پروفایلی و...
جویین شید
قدم بر چشم🙏🌹
كوتاهترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به ملاقات يك زاهد در دهكده اى كوچك رفت.
زاهد در اتاقی ساده زندگی می کرد كه پر از کتاب بود و جز يك میز و نیمکت چيز ديگرى در آنجا دیده نمی شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: لوازم شما کجاست؟
جهانگرد پاسخ داد: م...
🌷🌷🌷
تاجری پسرش را برای آموختن «راز خوشبختی» نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی می‌کرد.
به جای اینکه با یک مرد مقدس روبه رو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می‌خو...