نتایج جستجو "فرانسه"

#داستانک
برادر
شخصی به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود' شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون امد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم میزند و ان راتحسین می کرد'پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید:این ماشین مال شماست' اقا؟ پل سرش را به علام...
#داستانک
نیت 
مدت ها پیش کشاورز فقیری برای پیداکردن غذا یا شکاری به دل جنگل رفت .هنوز مسیر زیادی را طی نکرده بود که صدای فریاد کمکی به گوشش رسید.او صدا را دنبال کرد تا به منبع آن رسید و دید که پسر بچه ای در باتلاقی افتاد و آهسته و آرام به سمت پایین می رود .آن پسربچه به شدت وحشت زده بود و با چشم...
.
🤓📚👇
.
خواهران باربارن آخرین اثر اریک امانوئل اشمیت، نویسندۀ پرآوازۀ فرانسوی، مجموعه‌داستانی است شامل چهار داستان کوتاه که منطق روان‌شناسی خشونت و عطوفت را می‌جوید. فلسفۀ وجودی‌ای که در بطن اثر با سادگی دل‌انگیز نثر اشمیت به چالش کشیده شده مخاطب را به سیری در احساسات و عواطف انسانی می‌کشاند. .
اش...
چند داستان کوتاه از شاهنامه
کتابی به 3 زبان‌ فارسی فرانسه و انگلیسی :
تألیف زهرا حبیبی
ترجمه فرانسه :
برنادت-ماری و سارا حبیبی
ترجمه انگلیسی : دکتر سارا حبیبی
@SherTarjome
🔲🔲🔲🔲🔲🔲
#داستانک
جوان ثروتمند و پند عارف 
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه ...
‍ #تقویم
🌹 بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 🌹
☀️امروزجمعه : 23 شهریورماه 97
1397/06/23
🌙 4 محرم الحرام 1440 هجری قمری
1440/01/04
🎄 14 سپتامبر 2018 میلادی
2018/09/14
#رویداد
☀️ رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی ( 23 شهریور ماه 97 )
1️⃣ • تجمع سوگواران شهداي 17 شهريور در بهشت زهرا...
‍ #تقویم
🌹 بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 🌹
☀️امروزجمعه : 23 شهریورماه 97
1397/06/23
🌙 4 محرم الحرام 1440 هجری قمری
1440/01/04
🎄 14 سپتامبر 2018 میلادی
2018/09/14
#رویداد
☀️ رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی ( 23 شهریور ماه 97 )
1️⃣ • تجمع سوگواران شهداي 17 شهريور در بهشت زهرا...
#داستانک
خدا پشت پنجره ایستاده 
جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت
جانی وحشت زده شد...
لاشه رو...
#داستانک
مردى مهمان مُلّانصرالدّين بود. از مُلّا پرسيد: شما اولاد داريد؟
مُلّانصرالدّين جواب داد: بله! يك پسر دارم
مرد گفت: مِثل جوانهاى اين دور و زمونه دنبال جوانگردى و عمر هٓدٓر دادن كه نيست؟
مُلّا گفت: نه!
مرد پرسيد: اهلِ شربِ خمر و دود و دٓم و اين جور چيزهاى زشت كه نيست؟
مُلّا جواب داد: ابٓداً...
#داستانک
به خاطر خودم 
مرد جوانی پدر پیرش مریض شد. چون وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد. پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید. رهگذران از ترس واگیرداشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتن...
#داستانک
روایتی هست که میگوید در اوایل انقلاب مردی را به زندان آوردند که وقتی از او پرسیدند به چه جرمی دستگیرت کرده‌اند اظهار بی‌اطلاعی میکند و میگوید : من یک ساندویچ فروشی دارم ، بعد از انقلاب چند نفر آمدند مغازه‌ام و گفتند این عکس را بزن به دیوار ، عکس یکی از رهبران انقلاب بود. من هم عکس را چسبا...
#داستانک
پاییز سال 1373 در هفته اول ورود به پاریس در فروشگاه زنجیره ای Auchane (شبیه فروشگاه های شهروند خودمان) در مرکز خرید بزرگ و معروف چهار فصل ( quatre tepmps Les) در محله لادفانس پاریس، پس از خرید رفتم سر صندوق.
بیش از 40 صندوق داشت و بیشترشان شلوغ بودند، لذا صندوقی را که خلوت تر بود انتخاب کر...
#داستانک
باورها 
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تا...
● @Maagnifier
اهل ' چك ' است اما خود را نويسنده فرانسوی می داند. او از كشورش تبعيد شد و پس از سالها آوارگی به تبعيت كشور فرانسه در آمد.
پيش از سال ١٩٨٩ چاپ كتاب های او در كشورش ممنوع بود.
اين مرد بی حاشيه #ميلان_كوندرا است.
نويسنده ای كه ترجيح می دهد به دور از هياهو و شهرت زندگی كند و كمتر با...
#داستانک
جواب دندان شکن 
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و ...
محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم...
🌞Channel: @ghanon_jazb
🎁💒💐
💥💥💥
➖🎈➖💎➖🎈➖💎➖🎈➖💎
#داستانک 
قانون بازگشت
مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .
مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نی...
#داستانک
از پلنگ های زندگی نترسید! 
روزی پلنگی وحشی به دهکده حمله کرده بود. شیوانا همراه با تعدادی ازجوانان برای شکار پلنگ به جنگل اطراف دهکده رفتند.
اما پلنگ خودش را نشان نمی داد و دائم از تله شکارچیان می گریخت. سرانجام هوا تاریک شد و یکی از جوانان دهکده با اظهار اینکه پلنگ دارای قدرت جادویی...
#داستانک
جنازه‌ای را بر سر راهی می‌بردند ،
درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند
پسر از پدر پرسید که :
بابا در صندوق چیست ؟
گفت : آدمی !
گفت : کجایش می‌برند ؟
گفت : به جایی که نه خوردنی باشد ،
و نه پوشیدنی ، نه نان و نه هیزم !
نه آتش، نه زر، نه سیم، نه بوریا و نه گلیم !
گفت : بابا مگر به خانه...
#داستانک
امتحان وزیران 
یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند :
از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را  برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند.
همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آ...
#داستانک
دعای کورش 
روزی بزرگان ایرانی ومریدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین دعای خیر کند وایشان بعد از ایستادن در کنار اتش مقدس اینگونه دعا کردن:
خداوندا اهورا مزدا ای بزرگ آفریننده آفریننده این سرزمین
بزرگ،سرزمینم ومردمم راازدروغ و دروغگویی به دور بدار
بعد از اتمام دعا عده...
نام کتاب: خواهران بار بارن
نویسنده: اریک امانوئل اشمیت
ترجمه: عاطفه حبیبی
تعداد صفحه: ۲۸۷
ناشر: چترنگ
قیمت: ۳۴۰۰۰۰ ﷼
موضوع: #داستان_کوتاه_فرانسه
نام کتاب: خواهران بار بارن
نویسنده: اریک امانوئل اشمیت
ترجمه: عاطفه حبیبی
تعداد صفحه: ۲۸۷
ناشر: چترنگ
قیمت: ۳۴۰۰۰۰ ﷼
موضوع: #داستان_کوتاه_فرانسه
🔹داستانک(۱۱)
#خاطره وطنز
یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده...
لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!
اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه...
خلاصه پلیس میاد و اول با راننده ی ...
👆کتاب صوتی پس پرده اثر آنا گاوالدا
آنا گاوالدا از سرشناس‌ترین نویسندگان حال حاضر ادبیات فرانسه با مجموعه‌داستان پس پرده بار دیگر به دنیای نویسندگی بازگشته است تا مخاطبان خود را با دغدغه‌های روزانه، احساسی و اجتماعی آشنای شخصیت‌های به‌یادماندنی آثارش همراه کند. تأکید آثار وی بر نیازهای عاطفی انسان م...
🔹داستانک(۱۱)
#خاطره وطنز
یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده...
لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!
اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه...
خلاصه پلیس میاد و اول با راننده ی ...
#داستانک
لحظه آخر 
به هنگام حمله ی ناپلئون به روسیه دسته ای از سربازان او در مرکز شهر کوچکی از آن سرزمین همیشه برف در حال جنگ بودند ...
یکی از فرماندهان به طور اتفاقی از سواران خود جدا می افتد و گروهی از قزاقان روسی رد او را می گیرند و در خیابانهای پر پیچ و خم شهر به تعقیب او می پردازند .
فر...
⭕️ داستان کوتاه «قانون بازگشت»
مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد.
غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره زندگی صحبت کردند .
بعد صحبت به وجود خدا رسید .
مرد گفت: اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسئول هیچ کدام از اعمالم نیستم. زی...
#داستانک
کوزه چشم حریصان پر نشد ... تا صدف قانع نشد پر در نشد 
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آن را در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بما...
#داستان_کوتاه_زیبا👌😎
(( تاریخچه اختراع پاشنه کفش! ))
بسیاری از اجزای امروزین کفش و لباس‌ها آنقدر عادی شده‌اند که حالا دیگر کسی نمی‌داند ریشه آن‌ها کجا بوده و چگونه تا به امروز رسیده‌اند. کمتر کسی می‌داند که چرا کفش‌ها پاشنه دارند یا اینکه پاشنه کفش در آغاز اصلا برای مردان ابداع شده بود.
قرن‌ها ...
#داستانک
بخند 
در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود.
هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد.
او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود.
شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد ...
و از او وحشت داشتند ، کودکان از او دوری می جستند
و مردم از او کناره گیری می ...
من پیش خودم تصور می کردم که روی هم رفته چقدر اشخاص راضی وجود دارند و چه تودهٔ بی شماری را تشکیل می دهند.
به این زندگی نگاه بکنید ، کناره گیری و تن پروری زورمندان ، نادانی ناتوانان و شباهت آن ها با جانوران ، به دور یک زندگی مسکنت آمیز و دور از حقیقت زیست می کنند و با فساد ، شرابخواری و دروغ به سر می...
گاهی وقتا وسط غذا خوردن خسته میشم و ول میکنم میرم. گاهی وسط کلاس درس عمومی خسته میشم و بدون اجازه ول میکنم میرم. گاهی از دوست داشتن نسرین خسته میشم ولی نمیتونم ولش کنم و برم. به جز دوست داشتن نسرین در سایر موارد سعی میکنم از هر جایی خسته شدم ول کنم برم.
نسرین رو بخاطر خنگیش دوست دارم. یه بار بهش گف...
#داستانک
خودکشی 
کالین ویلسون که امروز نویسنده ی مشهوری است،وسوسه ی
خودکشی راکه در شانزده سالگی به او دست داده بود،چنین توصیف میکند:
وارد آزمایشگاه شیمی مدرسه شدم و شیشه ی زهر را برداشتم....
زهر را در لیوان پیش رویم خالی کردم،غرق تماشایش شدم،رنگش را نگاه کردم
و مزه ی احتمالی اش را در ذهن ام ...
#داستانک
'درویشی' تهی‌ دست از کنار 'باغ کریم خان زند' عبور می‌کرد.
چشمش به 'شاه' افتاد و با دست اشاره ای به او کرد.
کریم خان 'دستور' داد درویش را به داخل باغ آوردند.
کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»
درویش گفت: «'نام من' کریم است و 'نام تو' هم کریم و 'خدا' هم کریم.
آن کریم به تو چق...
#نشان_های_ایرانی : #شیر_و_خورشید : قسمت پنجم
آیا میدانستید آنتوان چخوف داستان کوتاهی بنام شیر و خورشید دارد که در باب این نشان است ؟
فتحعلی شاه به تقلید از نشان لژیون دو نور فرانسه ، مدالیونی از این نشان به وجود آورد تا به مقامات (خارجی و داخلی ) اعطا شود. این نشان در دوران قاجار چنان بی ارزش شده ...
#داستانک
یادگیری 
روزی پسری نزد شیوانا آمد و به او گفت که یکی از افسران امپراتوری مزاحم او و خانواده اش شده است و هر روز به نحوی آن ها را اذیت می کند. پسر جوان گفت که افسر گارد امپراتور مبارزی بسیار جنگاور است و در سراسر سرزمین امپراتوری کسی سریع تر و پر شتاب تر از او حرکات رزمی را اجرا نمی کند...
#داستانک
پاییز سال 1373 در هفته اول ورود به پاریس در فروشگاه زنجیره ای Auchane (شبیه فروشگاه های شهروند خودمان) در مرکز خرید بزرگ و معروف چهار فصل ( quatre tepmps Les) در محله لادفانس پاریس، پس از خرید رفتم سر صندوق.
بیش از 40 صندوق داشت و بیشترشان شلوغ بودند، لذا صندوقی را که خلوت تر بود انتخاب کر...
#داستانک
شکایتی جالب از جنرال موتورز !!! 
بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد:» این دومین باری است که برایتان می نویسم و برای این که بار قبل پاسخی نداده اید، گلایه ای ندارم، چرا که موضوع از نظر من نیز احمقانه است! 
به هر حال، موضوع این است که طب...
#داستانک
بابا جان فقط پنج دقیقه ، باشه ؟ 
در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند.
زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می­رود پسر من است .
مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پ...
#داستان_آشنای_امروز_ما
دلم می‌خواهد بروم و میان آدمخوارها زندگی کنم.
دولت دارد ما را می‌بلعد.
روی همه چیز دست گذاشته:
فلسفه، حقوق، هنر، هوا... فرانسه دارد به ستوه می‌آید.
مرم دیگر زیر چکمهٔ ژاندارم‌ها و ردای کشیش‌ها به‌تنگ آمده‌اند
از کتاب #تربیت_احساسات
اثر #گوستاو_فلوبر
#داستانک
‌‌╭┅───...