نتایج جستجو "شجاع"

✔️ داستان کوتاه و عاشقانه پستچی
🔖 #قسمت_نوزدهم
زدم بیرون! انگار از همه دنیا زدم بیرون!ازکنار گورستانی گذشتم که آنجا باهم وضو گرفته بودیم.شیرآب، همان بود.چقدر طول میکشد که یک دختر بیست و یکساله؛ هفت بار از سرگیشا تا بالای تپه های آخر را بدود و یا علی فریادکند؟تپه های گیشا، آن زمان به یک تیمارستان م...
#هر_شب_یک_داستان_کوتاه
** توبه مقبول **
حر بن یزید ریاحی مردی شجاع و نیرومند است، اولین بار که عبیداللَّه بن زیاد حاکم کوفه می خواهد هزار سوار برای مقابله با حسین بن علی (ع) بفرستد او را به فرماندهی این گروه انتخاب می کند. اینک حر آماده شده است تا با حسین (ع) بجنگد، صحنه ای عجیب تماشایی ا...
📚 #داستانک
#آموزنده
👈 توبه مقبول
حر بن یزید ریاحی مردی شجاع و نیرومند است، اولین بار که عبیداللَّه بن زیاد حاکم کوفه می خواهد هزار سوار برای مقابله با حسین بن علی (ع) بفرستد او را به فرماندهی این گروه انتخاب می کند. اینک حر آماده شده است تا با حسین (ع) بجنگد، صحنه ای عجیب تماشایی است گوشها م...
تنور و داستان‌های دیگر
نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی
ناشر: پروین
سال انتشار: ۱۳۹۵
قطع: رقعی
تعدادصفحه: ۱۶۰
قیمت: ۹۰۰۰ تومان
این کتاب شامل ۱۵ داستان است. یکی از زیبایی‌های داستان‌های نویسنده این است که در فضای کاملاً ساده و صمیمانه نوشته شده و مهارت منحصر به فردی در بیان خصوصیات کودکان و نوجوانان و ر...
#داستانک
جوان ثروتمند و پند عارف 
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه ...
🌈
قهرمان‌های کتاب او اکثراً کودکانی جسور و شجاع هستند که در سلسله اتفاقاتی هیجان انگیز بر بدی‌ها پیروز می‌شوند. سوژه‌های داستان‌های او گاهی موضوعاتی بسیار ساده و روزمره مثل داستان کوتاه «تشپ کال» و گاه داستان‌هایی تخیلی و پر از اتفاقات عجیب و غریب مثل «چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی» یا «جادوگرها» هستن...
📚 داستان کوتاه
📚📚📚📚📚📚📚📚📚
'شاخه درخت نبوت'
عمرو پسر امام حسن مجتبی (ع) کودکی بیش نبود که در حادثه کربلا حضور داشت و سپس همراه کاروان اسیران اهل بیت (ع) وارد شام شد.
در یکی از مجالس شام ، یزید به آن کودک گفت میتوانی با پسر من کشتی بگیری ؟ عمرو در پاسخ گفت من حال کشتی گرفتن ندارم.
اگر میخواهی زور...
‏کسی که اول معذرت خواهی میکند
شجاع ترین است!
اولین کسی که میبخشد قوی ترین است؛
و اولین کسی که فراموش میکند
خوشحال ترین!!!
🖊 @dastanakema
#داستانک
#داستانک
آ خرین یاغی
☘☘☘☘☘☘
مردان روستا کنار دیوار قلعه ی اربابی نشسته بودن واز هر دری صحبت میکردن،از رضاخان وجعفر قلی خان که درجنگ وگریز با نصیر خان سردار جنگ بودند تا پیغامهای رضا خان به سردار حنگ که گفته بود سردارجنگ اومده درتیران وکروند اردو زده وآ سیابانی میکند،وپیغام سردار جنگ که گفته بود بل...
#داستان_کوتاه_زیبا👌😎
(( نجار شجاع ))
پادشاه به نجارش گفت :
فردا اعدامت میکنم
نجار آن شب نتوانست بخوابد ...
همسر نجار گفت :

مانند هر شب بخواب ...


' پروردگارت يگانه است و درهای گشا يش بسيار '
...
#داستانک
آ خرین یاغی
☘☘☘☘☘☘
مردان روستا کنار دیوار قلعه ی اربابی نشسته بودن واز هر دری صحبت میکردن،از رضاخان وجعفر قلی خان که درجنگ وگریز با نصیر خان سردار جنگ بودند تا پیغامهای رضا خان به سردار حنگ که گفته بود سردارجنگ اومده درتیران وکروند اردو زده وآ سیابانی میکند،وپیغام سردار جنگ که گفته بود بل...
#داستانک
آ خرین یاغی
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
مردان روستا کنار دیوار قلعه ی اربابی نشسته بودن واز هر دری صحبت میکردن،از رضاخان وجعفر قلی خان که درجنگ وگریز با نصیر خان سردار جنگ بودند تا پیغامهای رضا خان به سردار حنگ که گفته بود سردارجنگ اومده درتیران وکروند اردو زده وآ سیابانی میکند،وپیغام سردار جنگ که گفته بود ب...
🌷🌷🌷
جملاتی زیبا ازحضرت علی علیه السلام
1.مردم را با لقب صدا نکنید.
2.روزانه از خدا معذرت خواهی کنید.
3.خدا را همیشه ناظر خود ببینید.
4.لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.
5.بدون تحقیق قضاوت نکنید.
6.اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.
7.صدقه دهید،چشم به جیب مردم ندوزید.
8.شجاع باشید،مرگ ی...
#داستانک
آ خرین یاغی
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
مردان روستا کنار دیوار قلعه اربابی نشسته بودن واز هر دری صحبت میکردن،از رضاخان وجعفر قلی خان که درجنگ وگریز با نصیر خان سردار جنگ بودند تا پیغامهای رضا خان به سردار حنگ که گفته بود سردارجنگ اومده درتیران وکروند اردو زده وآ سیابانی میکند،وپیغام سردار جنگ که گفته بود بلاخ...
📚#داستان_کوتاه
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم ر...
📚#داستان_کوتاه
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم ر...
─═इई 🍃🌸🍃ईइ═─
#داستانک
معلم به بچه هاگفت:
به نظرتون شجاع ترین آدما کیان؟
هرکی یه چیزی گفت
تا این که یکی از بچه ها بلند شد گفت:
شجاع ترین آدما اونان که خجالت نمیکشن
و دست پدر مادرشونو میبوسن
نه سنگ قبرشون رو...
─═इई 🍃🌸🍃ईइ═─
@sherhfarce
🍃🌸نیلوفرانه🍃🌸
داستان کوتاه
#چاه_و_آونگ
نوشته: #ادگار_آلن_پو
مترجم: #شجاع_الدین_شفا
راوی: #امیر_اردلان_داوودی👇👇👇
اطلاعات بیشتر
داستان کوتاه
#خون_و_شن
اثر: #ارنست_همینگوی
ترجمه: #شجاع_الدین_شفا
راوی: #امیر_اردلان_داوودی👇👇👇
اطلاعات بیشتر
داستان کوتاه #نوشته_ای_که_در_یک_بطری_پیدا_شد
نویسنده: #ادگار_آلن_پو
ترجمه: #شجاع_الدین_شفا
گوینده: #امیر_اردلان_داوودی👇👇👇
اطلاعات بیشتر
داستان کوتاه @farhangivar💎مرد آهنگری سکته مغزی کرده بود و به واسطه آن بخش سمت راست بدنش فلج شده بود . او چون خانه نشین شده بود ، دائم گریه م...
داستان کوتاه آموزنده:
'شجاع‌ترین آدمها'
معلم به بچه ها گفت:
'تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع‌ترین آدما کیان؟ 🤔
بهترین متن جایزه داره' 😍
یکی نوشته بود:
غواص که بدون محافظ تو اقیانوس با کوسه‌ها شنا میکننه! 😱
یه نفر نوشته بود:
اونا که شب میتونن تو قبرستون بخوابن! 😱
یکی دیگه نوشته بود:
اونایی ...
داستان کوتاه آموزنده:
'شجاع‌ترین آدمها'
معلم به بچه ها گفت:
'تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع‌ترین آدما کیان؟ 🤔
بهترین متن جایزه داره' 😍
یکی نوشته بود:
غواص که بدون محافظ تو اقیانوس با کوسه‌ها شنا میکننه! 😱
یه نفر نوشته بود:
اونا که شب میتونن تو قبرستون بخوابن! 😱
یکی دیگه نوشته بود:
اونایی ...
#داستان_کوتاه_زیبا👌😎
(( روزنامه نگار آمریکایی ))
یک روز مردی در خیابان نیویورک قدم میزد و دید که سگی به جان دختر بچه ای افتاده ، مرد سریع به طرف دختر رفت و سگ را کشت بعد پلیس از راه رسید و به مرد گفت آفرین شما یک قهرمانید .
صبح روز بعد روزنامه ها چنین نوشتند : یک نیویورکی شجاع، جان دختر بچه ای ر...
#داستان_کوتاه_زیبا👌😎
(( روزنامه نگار آمریکایی ))
یک روز مردی در خیابان نیویورک قدم میزد و دید که سگی به جان دختر بچه ای افتاده ، مرد سریع به طرف دختر رفت و سگ را کشت بعد پلیس از راه رسید و به مرد گفت آفرین شما یک قهرمانید .
صبح روز بعد روزنامه ها چنین نوشتند : یک نیویورکی شجاع، جان دختر بچه ای ر...
داستانِ کوتاه :
سی سالِ بعد _
دیالوگ :(منُ دخترِ ده ساله ام)
-مامان من بچه ی جنگم؟
+آره دخترم ...
-بچه ی جنگ ینی چی !
+هوومم؛بچه ی جنگ یعنی بچه ای که تو زمانِ جنگ به دنیا اومده !
-اما من بچه ی توام !مگه نیستم ؟؟
+(لبخند) آره عزیزم..تو دخترِ قشنگِ منی
-بدم میاد از اینکه بهم بگن بچه ی جنگ؛من از جنگ...
کسانی که بی‌پروا و شجاع بودند
پیش از آنکه بتوانند ژن خود را
به نسل بعدی منتقل کنند
کشته شدند؛
باقی افراد یعنی ترسوها و
ملاحظه‌کارها زنده ماندند
ما نوادگان آن‌هاییم!
#رولف_دوبلی
#داستانک
‌‌╭┅────────┅╮
🦋 @dastanakema 🦋
╰┅────────┅╯
داستان کوتاه
#چاه_و_آونگ
نوشته: #ادگار_آلن_پو
مترجم: #شجاع_الدین_شفا
راوی: #امیر_اردلان_داوودی👇👇👇
ارسالی توسط جناب امیر اردلان داوودی
@soutidastan
💕 داستان کوتاه
@chalmardi
'ریگ به کفش داشتن'
این 'ضرب المثل' یعنی فرد غیرقابل اطمینان است و مکر و حیله ای در سر دارد.
ریشه آن برمی گردد به اینکه در قدیم یکی از جاها برای پنهان کردن سلاح برای مواقع دفاع از خود و حمله به دشمن ساقه کفش بود. در ساقه پوتین یا چکمه شمشیر و خنجر و سنگ و ریگ می توان پنها...
‏«یک مار شجاع درحال نجات دادن
یک ماهی از غرق شدن است» ...!
این روزها رسانه ها اخبار را اینگونه
به شما القا میکنند...!
🖊 @TanzKL 🅰 🎶 💯
#داستانک
#کتاب_های_تازه
17 مرداد 1397
📚 @klidar
📒دلکش و پریوش
نویسنده: میرزا عبدالوهاب ایرانپور
مترجم: مریم محمودی
ناشر: چشمه
موضوع: ادبیات
قیمت: 14000 تومان
📕با حافظ در آلاسکا
نویسنده: زهره حاتمی
ناشر: مروارید
موضوع: داستان کوتاه
قیمت: 16500 تومان
📗کودک و ذهن آگاهی
نویسنده: سوزان کیسر گرین‌لند
مترجم: سار...
‏«یک مار شجاع درحال نجات دادن
یک ماهی از غرق شدن است» ...!
این روزها رسانه ها اخبار را اینگونه
به شما القا میکنند...!
🖊 @dastanakema
#داستانک
‏«یک مار شجاع درحال نجات دادن
یک ماهی از غرق شدن است» ...!
این روزها رسانه ها اخبار را اینگونه
به شما القا میکنند...!
🖊 @dastanakema
#داستانک
🔴واكنش راي دهندگان به #تَكرار_ميكنم
خاتمی حتی نتونسته ظاهر قضیه رو حفظ کنه و با گفتن اینکه همه زندانیان سیاسی و عقیدتی که همدست براندازان نیستند آزاد شوند، بیشرفی خود را بار دیگر به کسانی که خواهان تغییر نظام هستند نشان داد.
#خاتمی_خفه_شو
🏳️ فرزاد از ناکجاآباد 🌟 🏳️
🔴خاتمی گفته «باید همه ز...
‌The magic paintbrush
قلم موی سحرآمیز
@ParsinLC
داستان_کوتاه_انگلیسی
Rose loved drawing. She was very poor and didn’t have pens or pencils.
She drew pictures in the sand with sticks.
رز عاشق نقاشی بود. او خیلی فقیر بود و هیچ خودکار و مدادی نداشت.
او با چوب روی ماسه نقاشی می کشید.
@ParsinLC
One day...
‍ 🌹 مرزٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍپرٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍگهرٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍ 🌿
🔵 داستان شب ( کتاب شب )
هرشب یک کتاب یا یک داستان کوتاه بشنوید از ادبیات ایران وجهان ... .
🌿🌿🌿🌿🌿
IRAN
🌹🌹🌹🌹🌹
🔴 شبانه
«و.پ» نام کتاب: 📕 دایی فرد من 📗
«و.پ» نویسنده: ✍ هاینریش تئ...
‍ 🌹 مرزٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍپرٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍگهرٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍ 🌿
🔵 داستان شب ( کتاب شب )
هرشب یک کتاب یا یک داستان کوتاه بشنوید از ادبیات ایران وجهان ... .
🌿🌿🌿🌿🌿
IRAN
🌹🌹🌹🌹🌹
🔴 شبانه
«و.پ» نام کتاب: 📕 دایی فرد من 📗
«و.پ» نویسنده: ✍ هاینریش تئ...
🍃💚داستان کوتاه💚🍃
معلم به بچه ها گفت : 
' تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع ترین آدما کیان ؟ 
بهترین متن جایزه داره ' 
یکی نوشته بود: 
غواص که بدون محافظ تو اقیانوس با کوسه ها شنا میکننه 
یه نفر نوشته بود : 
اونایی که شب میتونن تو قبرستون بخوابن 
یکی دیگه نوشته بود : 
اونایی که تنها چادر میزنن تو ج...
🍃💚داستان کوتاه💚🍃
معلم به بچه ها گفت : 
' تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع ترین آدما کیان ؟ 
بهترین متن جایزه داره ' 
یکی نوشته بود: 
غواص که بدون محافظ تو اقیانوس با کوسه ها شنا میکننه 
یه نفر نوشته بود : 
اونایی که شب میتونن تو قبرستون بخوابن 
یکی دیگه نوشته بود : 
اونایی که تنها چادر میزنن تو ج...
‌The magic paintbrush
قلم موی سحرآمیز
#داستان_کوتاه_انگلیسی
Rose loved drawing. She was very poor and didn’t have pens or pencils.
She drew pictures in the sand with sticks.
رز عاشق نقاشی بود. او خیلی فقیر بود و هیچ خودکار و مدادی نداشت.
او با چوب روی ماسه نقاشی می کشید.
One day, an old woman saw...