نتایج جستجو "ستارگان"

‍ ‍ 📖 #داستانک
💢گریه معصومین بر سیدالشهداء (4)
🔳 شرح مصايب امام حسين (ع) برای فاطمه (س) توسط پیامبر (ص)
▪️محمد بن عبدالله بن جعفر حميرى از پدرش ، از على بن محمد بن سالم ، از محمد بن خالد از عبدالله بن حماد بصرى از عبد الله بن عبد الرحمن اصم از مسمع بن عبدالملك از ابى عبدالله نقل كرده كه آن جناب ف...
داستان کوتاه ؛
آورده اند که روزی ابوریحان بیرونی به همراه یکی از شاگردانش برای بررسی ستارگان از شهر محل سکونتش بیرون شد و در بیابان کنار یک آسیاب بیتوته نمود تا اینکه غروب شد. کمی از شب گذشت که آسیابان بیرون آمد و خطاب به ابوریحان و شاگردش گفت که میخواهد در آسیاب را ببندد اگر میخواهید درون بیایید ...
داستان کوتاه ؛
آورده اند که روزی ابوریحان بیرونی به همراه یکی از شاگردانش برای بررسی ستارگان از شهر محل سکونتش بیرون شد و در بیابان کنار یک آسیاب بیتوته نمود تا اینکه غروب شد. کمی از شب گذشت که آسیابان بیرون آمد و خطاب به ابوریحان و شاگردش گفت که میخواهد در آسیاب را ببندد اگر میخواهید درون بیایید ...
‍ 💕داستان کوتاه
آورده اند که روزی ابوریحان بیرونی به همراه یکی از شاگردانش جهت مطالعه و بررسی ستارگان از شهر محل سکونتش بیرون شد و در بیابان کنار یک آسیاب بیتوته نمود🌹
تا اینکه غروب شد و کمی هم از شب گذشت که آسیابان بیرون آمد و خطاب به ابوریحان و شاگردش گفت که میخواهد درب آسیاب را ببندد اگر میخواهی...
‍ 💕داستان کوتاه
آورده اند که روزی ابوریحان بیرونی به همراه یکی از شاگردانش جهت مطالعه و بررسی ستارگان از شهر محل سکونتش بیرون شد و در بیابان کنار یک آسیاب بیتوته نمود🌹
تا اینکه غروب شد و کمی هم از شب گذشت که آسیابان بیرون آمد و خطاب به ابوریحان و شاگردش گفت که میخواهد درب آسیاب را ببندد اگر میخواهی...
داستانک📗📕📒📘
سالهای جنگ، همسرم به یک اردوگاه نظامی در صحرای (ماجوی) کالیفورنیا فرستاده شده بود. من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم واین درحالی بود که از آن مکان نفرت داشتم. همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و من در یک کلبه کوچک تنها می ماندم. گرما طاقت فرسا بود و هیچ هم صحبتی نداشتم....
#داستانک
آورده‌اند که روزی ابوریحان بیرونی به همراه یکی از شاگردانش برای بررسی ستارگان از شهر محل سکونتش بیرون‌شد و در بیابان کنار یک آسیاب بیتوته نمود تا اینکه غروب شد.
کمی از شب گذشت که آسیابان بیرون‌آمد و خطاب به ابوریحان و شاگردش گفت: که می‌خواهد در آسیاب را ببندد اگر می‌خواهید درون بیایید همی...
داستان کوتاه
'سه برادر' نزد 'امام علی علیه السلام' آمدند و گفتند:
میخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته 'قصاص' کنی.
امام علی (ع) به آن مرد فرمودند:
'چرا او را کشتی؟'
آن مرد عرض کرد:
من 'چوپان' شتر و بز و ... هستم.
یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از 'زمین' پدر اینها کرد، پدرشان شتر را با 'س...
🌹 داستان کوتاه پند آموز🌹
💭 پیرمردی بود که پس از پایان هر روزش از درد و ازسختیهایش مینالید،،،
دوستی، از او پرسید: این همه درد چیست که از آن رنجوری،،؟؟
پیرمرد گفت: دو باز شکاری دارم، که
باید آنها را رام کنم، دو تا خرگوش هم دارم که باید مواظب باشم، بیرون نروند،
💭 دوتا عقاب هم دارم که بایدآنهارا
هدای...
🌷🍃🌷🍃🌷
🌺🧚‍♀️داستان_کوتاه
روزی مردی داخل چاله ای افتاد
و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :
حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت
خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش
با او مصاحبه کرد.
🌷🍃
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند...

#داستانک
فقیر و ثروتمند
🔹 روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.
آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟ پسر پاسخ داد: عالی ب...
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با اون ...
💕 داستان کوتاه
«لئوناردو داوينچي» نقاش معروف ایتالیایی هنگام كشيدن تابلوی «شام آخر» دچار مشكل بزرگی شد؛ او می‌بايست نیکی و خوبی را به شكل عيسی و بدی و پلشتی را به شكل يهودا (از ياران خائن مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند) تصوير می‌كرد.
او كار را نيمه تمام رها كرد تا مدلهای مناسبش را پ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با اون ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
:-)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇
(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش راکه کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ا...
🌷🌷🌷
✨داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🔹داستان کوتاه تمثیلی(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با اون ح...
داستان کوتاه تمثیلی🤔(بخونید جالبه):
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
📖 قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱این اولین بار است که منو فراموش میکنه!
📖 ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من!
📖 منم همیشه با اون حرف م...
🌸
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با او...
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با اون ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌸
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با او...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با اون ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با اون ...
🌾🌸
🍃
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🌷🌷🌷
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با ...
🔹داستان کوتاه تمثیلی👇(بخونید جالبه)
جوانی موبایلش را که کنار قرآن گذاشته بود، از منزل بیرون رفت و گوشی رو جا گذاشت؛
قرآن از موبایل پرسید: چرا اینجا انداختت؟
📱: این اولین بار است که منو فراموش میکنه
📖 : ولی من رو همیشه فراموش میکنه!
📱: من همیشه با اون حرف میزنم‌، اونم با من
📖 : منم همیشه با اون ...