نتایج جستجو "درخشان"

☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستان_کوتاه_کلاس_جمعه
دیروز تولد پسرم بود.برای جشن تولدش حدود 20 نفر از همکلاسی ها و دوستانش را دعوت کردیم. خودمان را برای پذیرایی از 20 نوجوان آماده کرده بودیم اما... اما یکی یکی تماس گرفتند و گفتند که نمی توانند بیایند. دلایل مختلفی برای عدم حضورشان عنوان می کردند اما بیشت...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستان_کوتاه_کلاس_جمعه
دیروز تولد پسرم بود.برای جشن تولدش حدود 20 نفر از همکلاسی ها و دوستانش را دعوت کردیم. خودمان را برای پذیرایی از 20 نوجوان آماده کرده بودیم اما... اما یکی یکی تماس گرفتند و گفتند که نمی توانند بیایند. دلایل مختلفی برای عدم حضورشان عنوان می کردند اما بیشت...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستان_کوتاه_کلاس_جمعه
دیروز تولد پسرم بود.برای جشن تولدش حدود 20 نفر از همکلاسی ها و دوستانش را دعوت کردیم. خودمان را برای پذیرایی از 20 نوجوان آماده کرده بودیم اما... اما یکی یکی تماس گرفتند و گفتند که نمی توانند بیایند. دلایل مختلفی برای عدم حضورشان عنوان می کردند اما بیشت...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستان_کوتاه_کلاس_جمعه
دیروز تولد پسرم بود.برای جشن تولدش حدود 20 نفر از همکلاسی ها و دوستانش را دعوت کردیم. خودمان را برای پذیرایی از 20 نوجوان آماده کرده بودیم اما... اما یکی یکی تماس گرفتند و گفتند که نمی توانند بیایند. دلایل مختلفی برای عدم حضورشان عنوان می کردند اما بیشت...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستان_کوتاه_کلاس_جمعه
دیروز تولد پسرم بود.برای جشن تولدش حدود 20 نفر از همکلاسی ها و دوستانش را دعوت کردیم. خودمان را برای پذیرایی از 20 نوجوان آماده کرده بودیم اما... اما یکی یکی تماس گرفتند و گفتند که نمی توانند بیایند. دلایل مختلفی برای عدم حضورشان عنوان می کردند اما بیشت...
#داستان_کوتاه_دنباله_دار
#ماجرا_های_من
#بازگشت_به_خانه_قسمت_دوم
#سمیرا_موحدی
@Samira_Movahhedi
همون زن و مرد رو دیدم که درب خروجی یک ساختمان بزرگ ایستادن و گویا میخواستن از پله های فراوانی که جلوی پاشون بود پایین بیان. تا زن خواست پاش رو از اولین پله پایین بذاره باز اون صدا و لحن شیرین بگوشم رس...
مسابقات حمایت از کالای ایرانی
کسب رتبه اول (خطاطی خط تحریری):یسنا رضایی پایه دوم
کسب رتبه دوم(خطاطی خط تحریری):محدثه معزی پایه چهارم
کسب رتبه سوم(داستان کوتاه): باران میرزا زاده پایه ششم👇
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
عشق رنگین کمان و مروارید
@hekayatvadastan
آنجا که درخت بید به آب می‌رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند، آن‌ها توی چشم‌های ریز هم نگاه کردند و عاشق هم شدند؛ کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم.
بچه قورباغه گفت: من عاشق سرتا پای تو هستم.
کرم گفت: م...
#داستان_کوتاه_سریالی
#لاله (قسمت اول)
از صبح زود ابرها جابجا می شدند و باد موذی سردی می وزيد. پائين درخت ها پر از برگ مرده بود برگ های نيمه جانی كه فاصله به فاصله در هوا چرخ می زدند به زمين می افتادند. يك دسته كلاغ با هم همه و جنجال بسوی مقصد نامعلومی مي رفت. خانه های دهاتی از دور مثل قوطی كبريت كه...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
✅ بخشی از نقد کاوه فولادی‌نسب بر داستان «چیزی برق می‌زند»، نوشته‌ی اکرم زیبائی
داستان‌تان در سه اپیزود روایت می‌شود. این انتخاب خوبی نیست. به تاریخ داستان کوتاه در جهان هم که نگاه کنید، می‌بینید داستان‌های کوتاه درخشان و ماندگار کمی وجود دارند که ساختاری اپیزودیک داشته باشند (البته همین‌جا بگویم که...
🔘 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگي تبدیل شد. استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه درانواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد. فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده،تعدادی م...
داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمو...
✍ عملکرد غولهای خصولتی / منشأ گرانی محصولات تماما' تولید شده داخلی
۹۷/۰۳/۰۸
دو خبر عقب تر می خوانیم [۱] که برخی از غول های خصولتی روز به روز در حال سود آوری بیشتر و فربه تر شدن هستند؛ از طرف دیگر در خبر آخر هم [۲] می خوانیم که مسئول اصلی افزایش نرخ خودرو در داخل کشور همین غولهایی هستند که روز به ر...
✍ عملکرد غولهای خصولتی / منشأ گرانی محصولات تماما' تولید شده داخلی
۹۷/۰۳/۰۸
دو خبر عقب تر می خوانیم [۱] که برخی از غول های خصولتی روز به روز در حال سود آوری بیشتر و فربه تر شدن هستند؛ از طرف دیگر در خبر آخر هم [۲] می خوانیم که مسئول اصلی افزایش نرخ خودرو در داخل کشور همین غولهایی هستند که روز به ر...
داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمو...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
🍃🍃🍃🍃🖊
داستانک
ادبیات فولکلور ایران
جی جی مَه باخ
@Ktabkhaneghadimi 🌺🌺🌺
زن فقیری که لباس نو به عمرش ندیده بود از دنیا رفت . تا متوجه مراحل کفن و دفن و آگاه به مرگ خود شود، آن قدر از دیدن کفن سفید و نو و درخشان بر تنش ذوق زده بود که تمام هوش و حواسش فقط پیش لباس تازه اش بود .
شب اول قبر نکیر و من...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
🌷 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعداد...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
#داستانک
🌹🌱
🌱
هر انسانی، یک‌بار
برای رسیدن به یک‌نفر
دیر می‌کند
و پس آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجله‌ای نمی‌کند
در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
#داستانک
🌹🌱
🌱
آنجا که درخت بید به آب می رسید، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند. آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند و عاشق هم شدند. کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم... بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم» کرم گفت: «من هم عاشق سرتا پای تو هس...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
#داستانک
🌹🌱
🌱
هر انسانی، یک‌بار
برای رسیدن به یک‌نفر
دیر می‌کند
و پس آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجله‌ای نمی‌کند
در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر...
داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمو...
داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمو...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی مع...
💕 داستان کوتاه
👍🌙👌
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه در انواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.
فنجان های شیشه ای، فنجان های کریستال، فنجان های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعداد...