نتایج جستجو "خرید"

💕داستان کوتاه
'ملانصرالدین' برای خرید 'پاپوش نو' راهی شهر شد.
در راسته ی کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد 'انتخاب' کند.
'فروشنده' حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا 'آزادی' بیشتری برای تهیه کفش 'دلخواهش' داشته باشد.
ملا یکی یکی کفش ها را امتح...
🌺 داستانک کوتاه واقعی...
✍💞 در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوشم رسید؛
آقا این بسته نون چند ؟
فروشنده با بی حوصلگی گفت : هزار و پونصد تومن !
پیرمرد با نگاهی پر از حسرت رو به فروشنده گفت :
نمیشه کمتر حساب کنی ؟!!
توی اون لحظات توقع شنیدن هر جوابی رو از فروشنده داشتم جز این که شنیدم
نه، ...
داستانک: 'همسایه'
مردی برای خود خانه‌ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
در همسایگی او خانه‌ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می‌کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه‌اش و ریختن آشغال آزارش می‌داد.
یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت...
ولی دیوانه وار
ناشر : چشمه
مولف : شیوا ارسطویی
شابک : 978-600-229-876-8
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 140
قیمت : 160,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
بر...
ولی دیوانه وار
ناشر : چشمه
مولف : شیوا ارسطویی
شابک : 978-600-229-876-8
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 140
قیمت : 160,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
بر...
#داستانک
🍃بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می‌رفت. در ساحل می‌نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می‌شست. اگر بیکار بود همانجا می‌نشست و مثل بچه ها گِل بازی می‌کرد.
🍂آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می‌ساخت. جلوی خانه باغچه‌ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه...

#داستانک
با پدرم رفتم سیرک
توی صف خرید بلیط يه زن و شوهر با ٤ تا بچه شون جلوی ما بودند.
وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه قیمت بلیط هارو بهشون گفت
ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت
معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند.......!!!
ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک ا...
داستانک: 'همسایه'
مردی برای خود خانه‌ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
در همسایگی او خانه‌ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می‌کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه‌اش و ریختن آشغال آزارش می‌داد.
یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت...
تمام روز با هم بودند. گل به گلدان، چیزی گفت.آینه انعکاس کنش ها و واکنش های هر دو بود. اشیاء با هم پچ پچ می کردند؛ اما آن دو، هیچ کلامي بین شان رد و بدل نشد. گاهی در خفا به هم خیره می شدند. حرف ها تلنبار شده بود.
کولر کفاف آن همه گرما را نمی داد. هرکدام به بهانه ای سرگرم کاری می شدند. گاهی هم صدا...
داستان کوتاه
روزی شخصی به بازار رفت تا برای سفر خرید کند...
زیرا زمستان در راه بود و مردم همه بیرون شهر بودند...
هیچ کس در خانه اش نبود...
مهمتراینکه...
در حالیکه راه می رفت...
بر روی دیوار یکی از محله ها نوشته ای دید...
با خطی خوش و بزرگ...

.: الله لا إلَه إلا هُو الحَ...
#داستانک
⁦♦️⁩ نَه خانی آمد، نَه خانی رفت...
🔹 مرد خسیسی، خَربُزِه ای خرید تا به خانه برای زنِ خود بِبرد. در راه به وَسوسه افتاد که قَدری از آن بخورد، ولی شَرم داشت که دستِ خالی به خانه رَود...
عاقبت فریب نَفس، بر وی چیره شد و با خود گفت: قاچی از خربزه را به رَسمِ خانزادِه ها می خورم و باقی را در ر...
👌 داستان کوتاه پندآموز
💭 ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮش در ﻓﻘﺮ زﯾﺎد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮاب ، ﻫﻤﺴﺮ ﭘﯿﺮﻣﺮد از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﺎﻧﻪ ای ﺑﺮای او ﺑﺨﺮد ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﺳﺮو ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻫﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺣﺰن آﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺨﺮم ﺣﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﭘﺎرﻩ ﺷﺪﻩ و در ﺗﻮاﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﻨﺪ ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﮕﯿﺮم ..
ﭘﯿﺮزن ﻟﺒﺨﻨﺪی ز...
#داستان_کوتاه_آموزنده
از حموم عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد ، خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود ، دوستم رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید ... تعجب کردم و پرسیدم : داداش واسه کی میخری ؟ما که تازه از حموم در اومدیم ، اونم اینهمه !!!
گفت : تو این سرما...
🍃🍃داستانک واقعی🍃🍃
آیا من دزدم⁉️
یکی از ایرانیان مقیم‌ خارج از کشور مقاله زیبایی نوشته تحت عنوان 'آیا من دزدم؟'
ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره می کند
رخداد اول:
او می گوید: زمان امتحانات پزشکی من در ایرلند بود و مبلغی که برای امتحانات می بایست پرداخت میکردم ...
🔹داستانک(۲۴)
:
روزی روزگاری در روستایی در هند حاج آقای پولداری به روستایی ها اعلام کرد که
به ازای هر میمون۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.
روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به
گرفتن میمونها کردند.
حاج آقا هم هزارها میمون به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن ت...
✅ داستان کوتاه پندآموز
💭 ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮش در ﻓﻘﺮ زﯾﺎد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮاب ، ﻫﻤﺴﺮ ﭘﯿﺮﻣﺮد از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﺎﻧﻪ ای ﺑﺮای او ﺑﺨﺮد ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﺳﺮو ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻫﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺣﺰن آﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺨﺮم ﺣﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﭘﺎرﻩ ﺷﺪﻩ و در ﺗﻮاﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﻨﺪ ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﮕﯿﺮم ..
ﭘﯿﺮزن ﻟﺒﺨﻨﺪی ز...
#داستانک
⁦♦️⁩جهان پهلوان تختی و پسرک بدون کفش
🔹 «جهان پهلوان تختی» هر روز توی محله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کرد. روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش. پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به تختی کرد و گفت: شما خدایید؟!
«جهان پهل...
#داستانک
⁦♦️⁩جهان پهلوان تختی و پسرک بدون کفش
🔹 «جهان پهلوان تختی» هر روز توی محله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کرد. روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش. پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به تختی کرد و گفت: شما خدایید؟!
«جهان پهل...
خرید اینترنتی کتاب #خوابهای_مشکوک
از سایت ۳۰بوک (فروشگاه کتاب با تخفیف)
👇👇👇
اطلاعات بیشتر
#داستان_کوتاه📚
#علم_یا_خرد
خانمی طوطی ای خرید اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند.
او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند .
صاحب مغازه گفت : آیا در قفسش آینه ای هست ؟ طوطی ها عاشق آینه هستند ، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند . آن خانم یک آینه خرید و رفت .
روز بعد با...
#داستانک
یه داستان واقعی که حال خوبی به آدم میده :
نیّت خیر
یک روز یک دختر کوچک کنار یک کلیسای محلی ایستاده بود، دخترک قبلا یکبار آن کلیسا را ترک کرده بود، چون به شدت شلوغ بود.
همان طورکه از جلوی کشیش رد می شد، با گریه گفت:
'من میتونم به کانون شادی داخل کلیسا بیام!'
کشیش با نگاه کردن به لباس...
🔹داستانک(۲۴)
:
روزی روزگاری در روستایی در هند حاج آقای پولداری به روستایی ها اعلام کرد که
به ازای هر میمون۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.
روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به
گرفتن میمونها کردند.
حاج آقا هم هزارها میمون به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن ت...
👌 داستان کوتاه پندآموز
💭 ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮش در ﻓﻘﺮ زﯾﺎد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮاب ، ﻫﻤﺴﺮ ﭘﯿﺮﻣﺮد از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﺎﻧﻪ ای ﺑﺮای او ﺑﺨﺮد ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﺳﺮو ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻫﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺣﺰن آﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺨﺮم ﺣﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﭘﺎرﻩ ﺷﺪﻩ و در ﺗﻮاﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﻨﺪ ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﮕﯿﺮم ..
ﭘﯿﺮزن ﻟﺒﺨﻨﺪی ز...
#هر_شب_یک_داستان_کوتاه
** وجدان **
غزالی در احیاء العلوم می نویسد: آقایی به طرف حسابش نوشت که: نی های شکر را سرما زده است. از این جهت امسال زمینه برای خرید شکر فراوان است؛ و یقین داشته باش که شکر گران خواهد شد. این نامه به دست این تاجر رسید. افتاد در بازار کوفه شکر فراوانی خرید و انبار...
#داستانک
⁦♦️⁩جهان پهلوان تختی و پسرک بدون کفش
🔹 «جهان پهلوان تختی» هر روز توی محله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کرد. روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش. پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به تختی کرد و گفت: شما خدایید؟!
«جهان پهل...
ماهور
ناشر : 26
مولف : زهرا کمال الدین
شابک : 978-622-6089-03-6
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 528
قیمت : 260,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن ...
ماهور
ناشر : 26
مولف : زهرا کمال الدین
شابک : 978-622-6089-03-6
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 528
قیمت : 260,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن ...
CDکتاب صوتی چهل نامه به ماه
ناشر : نوین کتاب گویا
مولف : عباس نادری
شابک : 978-600-6059-99-0
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 90
قیمت : 150,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن پشت جلد کتاب و...
CDکتاب صوتی چهل نامه به ماه
ناشر : نوین کتاب گویا
مولف : عباس نادری
شابک : 978-600-6059-99-0
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 90
قیمت : 150,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن پشت جلد کتاب و...
CDکتاب سخنگو من و محمد فری
ناشر : نوین کتاب گویا
مولف : امین فقیری
شابک : 978-600-6059-81-5
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 92
قیمت : 150,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن پشت جلد کتاب و ...
CDکتاب سخنگو من و محمد فری
ناشر : نوین کتاب گویا
مولف : امین فقیری
شابک : 978-600-6059-81-5
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 92
قیمت : 150,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن پشت جلد کتاب و ...
احظاریه
ناشر : اسم
مولف : علی موذنی
شابک : 978-622-6019-01-9
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 176
قیمت : 200,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن پشت...
احظاریه
ناشر : اسم
مولف : علی موذنی
شابک : 978-622-6019-01-9
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 176
قیمت : 200,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دیدن پشت...
✨🌸🍃🌼🌸🍃🌼🌸🍃🌼
🌸🍃🌼🌸🍃🌼
🍃🌼
🌸
✨#داستانک ✨
🔸قاسم زندگیِ دیگران باشیم!
قدیم‌ها یک کارگر داشتم که خیلی می‌فهمید. اسمش قاسم بود.، از خوزستان کوبیده بود و آمده بود تهران برای کارگری...
اول‌ها ملات سیمان درست می‌کرد و می‌برد وردست اوستا، تا دیوار مستراح و حمام را عَلم کنند. جَنَم داشت.
بعد از چهار ماه شد هم...
مروري بر كتاب
حاوی ۱۴ داستان کوتاه
جاودانه قهرمان
خرید بی بها
گردش روز جمعه
نوبت آب
سرود مادر
حجامت
بازیافته
سکه قلب
و...
👌 داستان کوتاه پندآموز
💭 ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮش در ﻓﻘﺮ زﯾﺎد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮاب ، ﻫﻤﺴﺮ ﭘﯿﺮﻣﺮد از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﺎﻧﻪ ای ﺑﺮای او ﺑﺨﺮد ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﺳﺮو ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻫﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺣﺰن آﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺨﺮم ﺣﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﭘﺎرﻩ ﺷﺪﻩ و در ﺗﻮاﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﻨﺪ ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﮕﯿﺮم ..
ﭘﯿﺮزن ﻟﺒﺨﻨﺪی ز...
👌 داستان کوتاه پندآموز
💭 ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮش در ﻓﻘﺮ زﯾﺎد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮاب ، ﻫﻤﺴﺮ ﭘﯿﺮﻣﺮد از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﺎﻧﻪ ای ﺑﺮای او ﺑﺨﺮد ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﺳﺮو ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻫﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺣﺰن آﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺨﺮم ﺣﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﭘﺎرﻩ ﺷﺪﻩ و در ﺗﻮاﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﻨﺪ ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﮕﯿﺮم ..
ﭘﯿﺮزن ﻟﺒﺨﻨﺪی ز...
👌 داستان کوتاه پندآموز
💭 ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮش در ﻓﻘﺮ زﯾﺎد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮاب ، ﻫﻤﺴﺮ ﭘﯿﺮﻣﺮد از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﺎﻧﻪ ای ﺑﺮای او ﺑﺨﺮد ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﺳﺮو ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻫﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺣﺰن آﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺨﺮم ﺣﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﭘﺎرﻩ ﺷﺪﻩ و در ﺗﻮاﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﻨﺪ ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﮕﯿﺮم ..
ﭘﯿﺮزن ﻟﺒﺨﻨﺪی ز...
#داستانک
⁦♦️⁩جهان پهلوان تختی و پسرک بدون کفش
🔹 «جهان پهلوان تختی» هر روز توی محله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کرد. روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش. پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به تختی کرد و گفت: شما خدایید؟!
«جهان پهل...
#داستان_کوتاه📚
#علم_یا_خرد
خانمی طوطی ای خرید اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند.
او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند .
صاحب مغازه گفت : آیا در قفسش آینه ای هست ؟ طوطی ها عاشق آینه هستند ، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند . آن خانم یک آینه خرید و رفت .
روز بعد با...