نتایج جستجو "خرید"

:
🍃🍃🍃🍃🖊
داستانک مَثَل
خر برفت و خر برفت و خر برفت
این مثل را در مورد افرادی می گویند كه از دیگران تقلید نابجا و كوركورانه می كنند و خیر و صلاح خویش را در نظر نمی گیرند.
روزی بود؛ روزگاری بود؛ درویش پیر و شكسته ای بود معروف به درویش غریب دوره گرد كه از این ده به آن ده می گشت تا لقمه نانی پیدا كن...
🍃🍃🍃🍃🖊
داستانک مَثَل
خر برفت و خر برفت و خر برفت
@jdastanj
این مثل را در مورد افرادی می گویند كه از دیگران تقلید نابجا و كوركورانه می كنند و خیر و صلاح خویش را در نظر نمی گیرند.
روزی بود؛ روزگاری بود؛ درویش پیر و شكسته ای بود معروف به درویش غریب دوره گرد كه از این ده به آن ده می گشت تا لقمه نانی ...
#داستانک
داشتم ظرف ها رو ميشستم كه یهو از تو هال داد زد : بهترین هدیه ای که از من گرفتی چی بوده؟
گفتم: چی؟
_ هدیه بابا هدیه.. بهترین هدیه ای که از من گرفتی چی بوده؟
یاد ده سال پیش افتادم وقتی دوتایی نصف شهر با پای پیاده گز کرده بودیم و حسابی خسته بودیم. به پیشنهاد من رفتیم آب هویج بخوریم . همین که...
💕 داستان کوتاه
'بهشت فروشی'
همسر پادشاه دیوانه‌ی عاقلی را دید؛ که با کودکان بازی می‌کرد و با انگشت بر زمین خط می‌کشید.
پرسید: چه می‌کنی؟
گفت: خانه می‌سازم…
پرسید: این خانه را می‌فروشی؟
گفت: می‌فروشم.
پرسید: قیمت آن چقدر است؟
دیوانه مبلغی را گفت.
همسر پادشاه فرمان داد که آن مبلغ را به او...
🌴🌹 🌹🌴
📚داستــــان کوتاه
💫با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط يه زن و شوهر با ٤ تا بچه شون جلوی ما بودند.
وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه، قیمت بلیط هارو بهشون گفت، ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت،معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند.......!!!
👈🏼ناگهان پدرم دست در...
🌴🌹 🌹🌴
📚داستــــان کوتاه
💫با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط يه زن و شوهر با ٤ تا بچه شون جلوی ما بودند.
وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه، قیمت بلیط هارو بهشون گفت، ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت،معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند.......!!!
👈🏼ناگهان پدرم دست در...
🌱 پس از خواندن این داستان کوتاه خـــلاقیت شما 10 برابر میشود !!!!!!!
در کشور چین، دو مرد روستایی می خواستند برای یافتن شغل به شهر بروند. یکی از آن ها می خواست به شانگهای برود و دیگری به پکن.
@occaliptus 🌱
اما در سالن انتظار قطار، آنان برنامه خود را تغییر دادند زیرا مردم می گفتند که شانگهایی ها خ...
📰 #داستانک؛ استاد !
خریدار برای خرید طوطی به پرنده فروشی رفت، قیمت طوطی را سؤال کرد، فروشنده گفت ۵ میلیون تومان!
خریدار گفت چه خبره!
چقدر گران!
مگر این طوطی چه می‌کند؟
جواب شنید که او دیوان حافظ را از حفظ دارد! خریدار گفت خوب آن طوطی دیگر چقدر می‌ارزد؟
پاسخ شنید آن هم ده میلیون قیمت دارد، چون ...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستانک
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود،
می گفت: یه روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر ٱمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاپ مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفت...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستانک
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود،
می گفت: یه روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر ٱمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاپ مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفت...
شاید باورتون نشه، اما....
انتقال دو کوه یخ از قطب جنوب به امارات برای باران‌سازی و تغییر آب و هوا..!!!😳
دولت امارات با صرف چندین میلیون‌ دلار هزینه، یک کوه عظیم یخی را از قطب جنوب به سواحل دوبی و فُجیره کشانده و از آن برای خنک کردن هوای منطقه و تامین آب آشامیدنی مردم امارات استفاده میکند!
در جریان...
🔘 داستان کوتاه
آیا من دزدم؟
یکی از برادران اهل سودان مقاله زیبایی نوشت تحت عنوان 'آیا من دزدم؟'
ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره می کند
رخداد اول:
او می گوید: زمان امتحانات پزشکی من در ایرلند بود
و مبلغی که برای امتحانات می بایست پرداخت میکردم 309 پوند بود
در...
🔘 داستان کوتاه
آیا من دزدم؟
یکی از برادران اهل سودان مقاله زیبایی نوشت تحت عنوان 'آیا من دزدم؟'
ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره می کند
رخداد اول:
او می گوید: زمان امتحانات پزشکی من در ایرلند بود
و مبلغی که برای امتحانات می بایست پرداخت میکردم 309 پوند بود
در...
z. P:
#داستانک
زندگی دونفرهٔ دوستانه
من همیشه فکر می‌کردم با آدم‌هایی که به آنها نزدیکم می‌توانم راحت‌تر حرف بزنم؛ مثلاً لازم نیست خیلی مؤدب باشم و لحن خاصی داشته باشم. اما اشتباه می‌کردم.
مدتی بود که همسرم از کمک کردن در کارهای خانه طفره می‌رفت. تمیز کردن حمام یا مرتب کردن خانه را قبلاً بدون اینک...
🔘 داستان کوتاه
آیا من دزدم؟
یکی از برادران اهل سودان مقاله زیبایی نوشت تحت عنوان 'آیا من دزدم؟'
ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره می کند
رخداد اول:
او می گوید: زمان امتحانات پزشکی من در ایرلند بود
و مبلغی که برای امتحانات می بایست پرداخت میکردم 309 پوند بود
در...
🍃🌸🍃
داستان کوتاه...
حتما بخوانید عالیه...
✨پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاده بود،
قیمتها را میخواند و با پولی که جمع کرده بود مقایسه میکرد تا چشمش به آن کفش نارنجی که یک گل بزرگ نارنجی هم روی آن بود، افتاد.... 
بعد از آن دیگر کفشها را نگاه نکرد ، قیمتش صد تومان از پولی که او داشت بیشتر بود.
 آنشب ...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستانک
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود،
می گفت: یه روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر ٱمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاپ مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفت...
اگر کمی زودتر
@hekayatvadastan
با اینکه رشته‌اش ادبیات بود، هر روز سری به دانشکده تاریخ می‌زد. همه دوستانش متوجه این رفتار او شده‌بودند. اگر یک روز او را نمی‌دید زلزله‌ای در افکارش رخ می‌داد؛ اما امروز با روزهای دیگر متفاوت بود. می‌خواست حرف بزند. می‌خواست بگوید که چقدر دوستش دارد. تصمیم داشت دیگر ب...
🌱داستان کوتاه
آورده اند که شخصی به مهمانی دوست خسیس رفت. به محض این که مهمان وارد شد. میزبان پسرش را صدا زد و گفت: پسرم امروز مهمان عزیزی داریم، برو و نیم کیلو از بهترین گوشتی که در بازار است برای او بخر. پسر رفت و بعد از ساعتی دست خالی بازگشت. پدر از او پرسید: پس گوشت چه شد؟!
پسر گفت: به نزد قصاب ...
📖داستان کوتاه
روزی بهلول از کوچه ای میگذشت، شخصی بالایش صدا زده گفت: ای بهلول دانا! مبلغی پول دارم، امسال چه بخرم که فایده کنم؟
بهلول : برو، تمباکو بخر!
مردک تمباکو خرید، وقتیکه زمستان شد، تمباکو قیمت پیدا کرد. به قیمت خوبی به فروش رسید. بقیه هر قدر که ماند، هر چند که از عمر تمباکو میگذشت، چون تمب...
#داستانک؛ استاد !
خریدار برای خرید طوطی به پرنده فروشی رفت، قیمت طوطی را سؤال کرد، فروشنده گفت ۵ میلیون تومان!
خریدار گفت چه خبره!
چقدر گران!
مگر این طوطی چه می‌کند؟
جواب شنید که او دیوان حافظ را از حفظ دارد! خریدار گفت خوب آن طوطی دیگر چقدر می‌ارزد؟
پاسخ شنید آن هم ده میلیون قیمت دارد، چون دی...
📰 #داستانک؛ استاد !
خریدار برای خرید طوطی به پرنده فروشی رفت، قیمت طوطی را سؤال کرد، فروشنده گفت ۵ میلیون تومان!
خریدار گفت چه خبره!
چقدر گران!
مگر این طوطی چه می‌کند؟
جواب شنید که او دیوان حافظ را از حفظ دارد! خریدار گفت خوب آن طوطی دیگر چقدر می‌ارزد؟
پاسخ شنید آن هم ده میلیون قیمت دارد، چون ...
💠داستانـــــــــڪ💠
🔻در یک روستا، تاجری مقدار زیادی محصول از کشاورزان خرید تا آنها را با ماشین به انبار منتقل کند.
🔹در راه از پسری روستایی پرسید: «تا جاده چقدر راه است؟»
پسر جواب داد: «اگر آرام بروید حدود ده دقیقه. اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت و یا شایدهم بیشتر.»
🔸تاجر از این حرف مسخره ی پسر نا...
#داستانک۲۲۱
چرا رفتی ...
گوینده رادیو گفت: ترانه ' چرا رفتی ' را می شنویم با صدای همایون شجریان. به چهار راه انقلاب رسیدم و اصلا حال و حوصله ی ایستادن های طولانی پشت چراغ قرمز رو نداشتم. سرم را گذاشتم روی فرمون ماشین و فقط منتظر بودم تا این چراغ لعنتی سبز بشه و حرکت کنم. یکی آروم زد به شیشه ماشین ...
#داستانک۲۲۰
به نام خدا
عنوان(برسد به دست مریم)
نامه اول
با این ماه درست 9 سال ست که منتظرت هستم. امشب سر سفره پچ پچ زن‌ها را میدشنیدم.
«خدا هیچ زنی رو حسرت به دل نذاره»
«خدا کنه آه نکشه نوه م چشم بخوره»
«گربه سالی چند شکم میزاد کار خدا این تو یه دونش مونده»
دم در، صاحبخانه سفره را آوار ...
👌 داستان کوتاه پند آموز
💭⇜مــرد فقیـــرى بـــود
ڪه همســــــرش از ماست ڪره مى گرفت و او آنرا به یڪى از بقالى های شهر مى فروخت، آن زن ڪره ها را به صورت توپ های یڪ ڪیلویى در می آورد. مرد آنرا به یڪى از بقال های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
💭 ⇜روزى مـــرد بــقال
به انــدازه ڪـــره...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستانک
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود،
می گفت: یه روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر ٱمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاپ مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفت...
👌 داستان کوتاه پند آموز
🍂 #معجزه_امام_رضا علیه السلام
✍یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که اخیرا اتفاق افتاده است:
💭 یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی میکنند تصمیم میگیرند بنا به اسرار آقا داماد بیایند مشهد ولی عروس خانم با این شرط حاظر میشه بیاد مشهد که فقط برن تفریح و دیدن طرقبه و شاندیز...
#داستانک
💎 قاتل فراری
🔺گابریل گارسیا مارکز
جنایتکاری آدم کش در حال فرار با لباسی ژنده به دهکده رسید. چند روز چیزى نخورده و گرسنه بود. جلوى مغازه میوه فروشى ایستاد و به سیب هاى بزرگ خیره شد، اما پول خرید نداشت. دودل بود که سیب را به زور از میوه فروش بگیرد یا گدایى کند.
توى جیبش چاقو را لمس میکرد که ...
☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘🌼☘
🌼☘🌼
☘🌼
🌼
#داستانک
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود،
می گفت: یه روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر ٱمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاپ مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفت...
موش و گربه به روایت عبید
ناشر : چشمه
مولف : بزرگمهر حسین پور
شابک : 978-600-229-938-3
نوبت چاپ : 2
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 224
قیمت : 120,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
...
موش و گربه به روایت عبید
ناشر : چشمه
مولف : بزرگمهر حسین پور
شابک : 978-600-229-938-3
نوبت چاپ : 2
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 224
قیمت : 120,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
...
فقط ده ساعت
ناشر : چشمه
مولف : احمد پوری
شابک : 978-600-229-893-5
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 210
قیمت : 220,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دید...
فقط ده ساعت
ناشر : چشمه
مولف : احمد پوری
شابک : 978-600-229-893-5
نوبت چاپ : 1
زمان چاپ : 97
نوع جلد : شمیز
موضوع کتاب : ادبیات/ادبیات داستانی/ایران/داستان کوتاه
وزن کتاب : 210
قیمت : 220,000 ریال 🏍خرید پیک موتوری با شماره رند تلفن: 3198
ساعت کار فروشگاه های محام از 9 صبح الی 23
@mohambook
برای دید...
@manooshab
✍#داستانک
روزی مردی با مشاهده آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت.
در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد.
در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت تا اینکه مدیر گفت:
اکنون ایمیلتان را بدهید تا ضوابط کاریتان را برایتان ارسال کن.
+مرد گفت: من ایمیل ندارم...
#داستانک
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود،
می گفت: یه روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر ٱمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاپ مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفتم و قیمت همان لپ تاپ ...
❣(داستانک عبرت اموز)❣ زنی با لباس های كهنه و نگاهي مغموم وارد خواربار فروشی شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست كمی مواد خوراکی به او بدهد. آهسته و با خجالت گفت: شوهرش بيمار است و نمي تواند كار كند و بچه هایشان بي غذا مانده اند. مغازه دار با بي اعتنا...
🏔داستان کوتاه
🔴 قرص سردرد ...🔴
👈پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز می فروشند رفت…
👈مدیر فروشگاه به او گفت : یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیرم.
👈در پایان اولین روز کار...
#داستانک
مارتین لوتر و خرید جهنم
در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلی...
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
📣تقویت مهارت گوش دادن در کودکان و دانش آموزان
مهارت گوش دادن کودکان به گفته ها و خواسته های والدین و مربیان، عامل مهمی در یادگیری آنان می باشد و پیشرفت در امور آموزشگاهی و زندگی اجتماعی و رابطه ی عاطفی مناسب را به همراه دارد اما متاسفانه برخی کودکان در محیط آموزشگاه و منزل، از این ...