نتایج جستجو "حرمت"

📚داستان کوتاه 📚
👌در قدیم یک فردی بود در همدان به نام ' اصغر آواره '
🍃اصغر آقا کارش مطربی بود و در عروسیها و مجالس بزرگان شهر مجلس گرم کنی میکرد و اینقدر کارش درست بود که همه شهر او را میشناختند...
🌿و چون کسی را نداشت و بیکس بود بهش می گفتند اصغر آواره!
انقلاب که شد وضع کارش کساد شد و دیگه کارش ای...
با ترس آب دهنمو قورت دادمو از پشت سر به محمد خیره شدم!با اعتماد به نفس از جاش بلند شدو دست به سینه وایساد.با لحن بدی روبه مرضیه گفت:میگم میتی بی دلیل خبری از من نمیگیره ها.نگو بزرگترا جاسوس میفرستن!
و با حرص به سمت در اومد.هول شدم:محمد......محمد...نه نه....
کنارم زدونگاه بدی بهم انداخت :گمشو اون ور...
⚜داستانک⚜
وقتی عقد کردم، مامانم گفت:' می‌خوام نصیحتت کنم،نصیحتی که روز عروسیم بابابزرگ بهم کرد.'
مامان اومد کنارم نشست،موهامو ناز کرد و دستمو گرفت و گفت:
'دخترم اون وقتها شرم و حَیا تو خانواده‌ها خیلی زیاد بود، بابام روش نَشد مستقیم و بی پرده بهم بگه.
فقط گفت:《هرچی هم که شد، وقت خواب، بذار حداقل ...
روی مبل لم دادمو پامو روی میز دراز کردم:خوبی؟
جلوی آینه یقشو مرتب میکرد:آره!تو خوبی؟
شونه هامو بالا انداختم:هعی بدک نیسم!
از توی آینه نگاه بدی بهم اتداختو با لحن بدی گفت:شنیدم خونه خریدی!
بخاطر لحنش چشم غره ای بهش رفتمو با همون لحنش ادامه دادم:اولا نخریدمو اجاره کردم،بعدشم زحمتشو رضا کشیده!من فقط تو...
💕 داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز اینکه به ا...
💕 داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز اینکه به ا...
💕 داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز اینکه به ا...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز ای...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز ای...
💕 داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز اینکه به ا...
💕 داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز اینکه به ا...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز ای...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز ای...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز ای...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز ای...
📗 هر شب یک داستان کوتاه
'داستان غدیر خم'
'واقعه غدیر خم،' یکی از 'مهم ترین حادثه های تاریخ صدر اسلام' و به تعبیر معصومان (ع)، عید بزرگ الهی است که همه پیامبران به پاسداشت حرمت آن مأمور بودند، چنان که امام صادق (ع) می فرماید روز عید غدیر خم، 'عید بزرگ خدا' است و خدای تعالی هیچ پیامبری نفرستاد جز ای...
#داستانک
یک جایی خوردم به تور یک زن تُرک که روسری‌اش را سفت پیچیده بود دور سر و گردنش و یک گوشه‌ای اتاق تنها ایستاده بود و پشت سر هم سیگار کنت می‌کشید.
یک جورِ ناجوری روسری و سیگارش با هم تناقض داشتند.
من هم اساسا از آدم‌های متناقض می‌ترسم.
مثلا از آدم‌هایی که عکس پروفایل‌شان 'یا حجت ابن الحس...
مجنون ۲۷:
#داستـــــــانڪ🌺
👌در قدیم یک فردی بود در همدان به نام ' اصغر آواره 😐
'
🍃اصغر آقا کارش مطربی♂🎼🎤بود و در عروسیها و مجالس بزرگان شهر مجلس گرم کنی میکرد و اینقدر کارش درست بود که همه شهر او را میشناختند...😉
🌿و چون کسی را نداشت و بیکس بود بهش می گفتند اصغر آواره!
انقلاب که شد وضع کارش کساد شد...
#داستـــــــانڪ🌺
👌در قدیم یک فردی بود در همدان به نام ' اصغر آواره 😐
'
🍃اصغر آقا کارش مطربی♂🎼🎤بود و در عروسیها و مجالس بزرگان شهر مجلس گرم کنی میکرد و اینقدر کارش درست بود که همه شهر او را میشناختند...😉
🌿و چون کسی را نداشت و بیکس بود بهش می گفتند اصغر آواره!
انقلاب که شد وضع کارش کساد شد 🚶و دیگه ک...
🔴 یک داستان کوتاه و آموزنده
👈 استخاره ثارالله
امام حسین علیه السلام در سال شصت هجری به قصد انجام مراسم حج به مکه آمدند و آن گاه که از توطئه قتل خویش توسط یزید اطلاع یافتند، حج خود را به عمره مفرده تبدیل نموده و از احرام خارج گردیدند سپس به همراه اهل بیت خویش از مکه بیرون رفتند تا مبادا مأموران...
📖 #داستانک
💢 حج ناتمام
♦️امام حسین (ع) به همراه یاران با وفایش، از روز هشتم ذی‌الحجه، مکه را به مقصد کوفه ترک کرده و راهی صحرا شدند تا در بیعت با کوفیان، راه ناتمام امیرالمومنین (ع) را به سرانجام برساند.
♦️امام حسین (ع) پس از دریافت نامه مسلم بن عقیل و احساس خطر از دژخیمان یزید، احرام حج خود را ...
📖 #داستانک
💢 حج ناتمام
♦️امام حسین (ع) به همراه یاران با وفایش، از روز هشتم ذی‌الحجه، مکه را به مقصد کوفه ترک کرده و راهی صحرا شدند تا در بیعت با کوفیان، راه ناتمام امیرالمومنین (ع) را به سرانجام برساند.
♦️امام حسین (ع) پس از دریافت نامه مسلم بن عقیل و احساس خطر از دژخیمان یزید، احرام حج خود را ...
📖 #داستانک
💢 حج ناتمام
♦️امام حسین (ع) به همراه یاران با وفایش، از روز هشتم ذی‌الحجه، مکه را به مقصد کوفه ترک کرده و راهی صحرا شدند تا در بیعت با کوفیان، راه ناتمام امیرالمومنین (ع) را به سرانجام برساند.
♦️امام حسین (ع) پس از دریافت نامه مسلم بن عقیل و احساس خطر از دژخیمان یزید، احرام حج خود را ...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
#داستان_کوتاه_زیبا👌😎
(( خدمت به مادر ))
دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند .
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد .
چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خ...
حالا اما خود را آلوده به انواع کثافات می دید، حتی آلوده به امید. به نظرش کثیف ترین آدمهای دنیا افراد امیدوار بودند. آنها که اگر مورد تجاوز قرار می گرفتند امیدوار بودند که خاطره ی گزنده اش را فراموش و زندگی و آینده ی خوبی پیدا بکنند. آنها که اگر کسی از عزیزانشان زیر کامیون، له میشد باز هم به زندگی اد...
📖 #داستانک
💢 مناظره حیرت انگیز
♦️ بعد از دعوت مأمون از امام جواد و تصمیم به ازدواج حضرت بت دختر خود ، بنى عباس اجتماع کردند و به مأمون اعتراض کردند و گفتند: این جوان خردسال است و از علم و دانش بهره اى ندارد.
♦️مامون گفت: شما این خاندان را نمى شناسید، کوچک و بزرگ اینها بهره عظیمى از علم و دانش دا...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
‍ یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
 
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
 
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
 
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
 
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بان...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
#داستانک
💢⇦•زنی در مدینه زنا می‌ڪرد و فرزندان حاصله را در آتش می‌سوزاند تا رازش فاش نشود. و فقط مادرش از داستان زندگی او خبر داشت. این زن را پس از مرگ در قبرستان خاڪ ڪردند .
💢⇦•چون روز بعد برگشتند، دیدند جنازه بیرون از خاڪ افتاده است. گمان ڪردند حیوانی جنازه را نبش ڪرده، پس دوباره خاڪ ڪردند.
💢⇦...
📔داستانک مهدوی
📌(شماره ۱۰)
دعبل می خواند و امام می شنید.
می شنید و اشک می ریخت.
قصیده اش، قصه ی مظلومیت بود و محرومیت،
شرح جنایت های بی مکافات مانده،
وصف خون های به ناحق ریخته اهلبیت،
باران اشک، می بارید از چشم امام رئوف
دعبل خواند:
«قلبم پاره پاره می شد، از حجم این همه اندوه و درد،
اگر امیدوار...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...
💕 داستان کوتاه
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از ...