نتایج جستجو "جنوب"

شاید باورتون نشه، اما....
انتقال دو کوه یخ از قطب جنوب به امارات برای باران‌سازی و تغییر آب و هوا..!!!😳
دولت امارات با صرف چندین میلیون‌ دلار هزینه، یک کوه عظیم یخی را از قطب جنوب به سواحل دوبی و فُجیره کشانده و از آن برای خنک کردن هوای منطقه و تامین آب آشامیدنی مردم امارات استفاده میکند!
در جریان...
🌸⬅️امام صادق عليه السلام می فرمايند: پدرم (امام باقر علیه السلام) مرا به سه چيز ادب كرد...
پدرم فرمود : اي پسركم
1. هر كس با شخص بدي همنشين شود ؛ سالم نمي ماند.
⬅️شیوه ی تربیتی امام باقر علیه السلام چگونه بود که توانستند فرزندی مانند امام صادق علیه السلام را تربیت کنند؟
⬅️اولین دغدغه امام باقر علی...
#گزارش_پنجشنبه‌ی_دوست_داشتنی_داستان
ششمین نشست گروه داستان کانون ادبی کلمه در سال97 روز پنج شنبه هفدهم خرداد با برنامه‌های داستانی گروه ب (پرستوهای مهاجر) برگزار شد.
#مرضیه_علیزاده_مهشید در نخستین بخش از برنامه تازه ترین داستانش را خواند و #حکمت_الله_سجادی داستان کوتاه 'به یک امیر بی معشوقه نیازمن...
#گزارش_پنجشنبه‌ی_دوست_داشتنی_داستان
ششمین نشست گروه داستان کانون ادبی کلمه در سال97 روز پنج شنبه هفدهم خرداد با برنامه‌های داستانی گروه ب (پرستوهای مهاجر) برگزار شد.
#مرضیه_علیزاده_مهشید در نخستین بخش از برنامه تازه ترین داستانش را خواند و #حکمت_الله_سجادی داستان کوتاه 'به یک امیر بی معشوقه نیازمن...
👆📚📖یار علی پورمقدم را به حق میتوان از آخرین نویسندگان نسل طلایی داستان نویسان جنوب دانست نام وی البته قبل از انقلاب با نمایشنامه « آه ای اسفندیار مغموم» مطرح شد. کتاب گنه گنه های زرد شامل آثار زیر است:
مخمل(نمایشنامه)
گنه گنه های زرد(فیلمنامه)
مجهول الهویه(نمایشنامه تلویزیونی)
پاگرد سوم( داستان کوتا...
تاجر و ماهیگیر
تاجری ثروتمند در تعطیلاتش، بعد از صبحانه مشغول قدم زدن در کنار ساحل یکی از جزایر جنوب بود. درست زمانی که قایقی در حال پهلو گرفتن بود، به اسکله رسید. در داخل کرجی، ماهیگیر جوانی با دو ماهی تن تازه صید شده بود.
تاجر از ماهیگیر به خاطر کیفیت ماهی‌ها تعریف و تمجید کرد و از او پرسید چقدر...
داستان کوتاه
حرکت ظالمانه مردی مهربان
اون زمان کامل مردی ۶۵ ساله بود صاحب سه فرزند پسر که هرگز حتی با صدای بلند با فرزندانش سخن نگفته بود . او همچنین یک شرکت خصوصی کوچک داشت که در زمینه باز سازی ماشین الات راهسازی و نیرو محرک یدک کش های دریایی فعالیت داشت .
از مهربانی و دست و دل بازی در کل خ...
# قدر
# داستانک
☘........ساعت حول و حوش 22 و 45 دقیقه بود که آخرین قطار به سمت تهران جنوب وارد ایستگاه شد.
داشتم به اصرار دوستم برای شرکت در مراسم عزاداری شب قدر به هیاتشان میرفتم که گویا کلی هزینه کرده و مداح بنامی دعوت کرده بودند!
درب قطار داشت بسته میشد که پسرکی حدودا چهارده ، پانزده ساله دوید و ...
یدم اما این گونه که این خانم راه می‌رفت انگار مثل آهو بود». این را یک بار به کار بردم. اگر تکرارش می‌کردم این اشکال بود. اینها برای چیست؟ برای اینکه بتوانیم به جهانمان شکل بدهیم. برای اینکه بتوانیم شعر ایجاد کنیم، نه برای اینکه اسممان را ثبت کنند که مثلا من بودم که اولین بار مصراع های طولانی آوردم....
#معرفی_کتاب
عنوان: #شلوارهای_وصله_دار
نویسنده: #رسول_پرویزی
موضوع: داستان کوتاه
رسول پرویزی نویسنده مقالات انتقادی و داستان‌های طنزآمیز را همه می‌شناسند. آثار پرویزی به‌علت اصالت و ذوق و ابداعی که در آن‌ها به‌کار رفته در نوع خود کم‌نظیر است. این داستان‌ها بیشتر در مجله سخن و روزنامه ایران ما ب...
#داستانک
زارصفر
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
صفر هیبت رستم داشت،وقتی میون نخلستان پیداش میشد،باغداران ماستها را کیسه میکردن،حتی ژندارم ده که خیلی بخودش میبالید،وکمربند نو می بست وجلو کدخدا رسول ده تیرش راپس وپیش میکرد وبپاگون حضرت اجل قسم میخورد ازصفر سخت حساب میبرد
صفر قدی بلند داشت چهار شانه بودکوهی رابجای تنه روی پا ...
⚠️‏یک داستان کوتاه ترسناک از حال و روز امروز زندگی در تهران؛
خونه ۵۰متری تو جنوب تهران با قیمت هر مترمربع چهارمیلیون و پونصد هزار تومن میشه معادل ۲۲۵میلیون!
یک خانواده کارگر با حقوق یک میلیون و پونصد هزار تومن اگر هیچ خرجی نداشته باشه، باید ۲۰۱ماه صبرکنه تا صاحبخونه بشه
به عبارتی ۱۶سال بعد!
@irani...
☘ داستان کوتاه شبانه☘
در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه ” شیخ بهائی” رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع ” اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ” ؟
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من ” اص...
☘ داستان کوتاه شبانه☘
در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه ” شیخ بهائی” رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع ” اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ” ؟
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من ” اص...
صبور بودم،
سپیدترین ماهی رودخانه بودی
به تمنای تو،
بسانِ ماهی سیاه کوچولو،
دل به دریا زدم، اما...
فاصله جنوب تا شمال...
همان قدر دور، همان اندازه محال
تُهی تر از همیشه بازگشتم.
منِ سابق نبودم، شوریده شدم...
✍️ #فرشید_اشعاری
#شعر بسیار زیباییه و منو یاد داستان کوتاه ماهی سیاه کوچولو انداخت. ما...
#داستان کوتاه
‏حلزون درونت را پیدا کن!
🐌🐚🐌🐚🐌🐚🐌🐚🐌🐚🐌🐚
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
...
#داستانک
یک روز که از سادگی وصفای خودش خسته بود تصمیم گرفت برای غرور نامه ای بنویسه،دلش می خواست غرور را پیدا کنه وبا اون حرف بزنه،اخه تا حالا غرور را به خونه دلش دعوت نکرده بود.می خواست بدونه چرا بعضی آدم ها غرور را دوست دارند؟؟؟با خودش میگفت مگه یکرنگی،مهر ومحبت جرم هست؟؟؟قلبش شده بود دریای طوفا...
#داستان کوتاه
‏حلزون درونت را پیدا کن!
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دی...
#داستان کوتاه
‏حلزون درونت را پیدا کن!
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دی...
#داستان کوتاه
‏حلزون درونت را پیدا کن!
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دی...
#داستان کوتاه
‏حلزون درونت را پیدا کن!
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دی...
#داستان کوتاه
‏حلزون درونت را پیدا کن!
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دی...
#داستانک
#فیل_سفید
#کسب_و_کار
👈 فيل سفيد
نوع كميابی از فيل‌ها وجود دارند كه رنگ آنها قرمز-قهوه‌ای است و وقتی پوست آنها خيس باشد رنگ پوست، صورتی روشن خواهد بود.
در زمان‌های دور در جنوب شرق آسيا، به اين نوع فيل‌ها، فيل سفيد می‌گفتند و آن را مقدس می‌شمردند و بر اساس قانون، كشتن فيل سفيد يا كار كش...
«داستان کوتاه»
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این ...
«داستان کوتاه»
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این ...
«داستان کوتاه»
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این ...
«داستان کوتاه»
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این ...
«داستان کوتاه»
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این ...
«داستان کوتاه»
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این ...
«داستان کوتاه»
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این ...
#داستانک
‏حلزون درونت را پیدا کن!
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دیوار...
#داستانک
‏حلزون درونت را پیدا کن!
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دیوار...
#داستانک
زارصفر
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
صفر هیبت رستم داشت،وقتی میون نخلستان پیداش میشد،باغداران ماستها را کیسه میکردن،حتی ژندارم ده که خیلی بخودش میبالید،وکمربند نو می بست وجلو کدخدا رسول ده تیرش راپس وپیش میکرد وبپاگون حضرت اجل قسم میخورد ازصفر سخت حساب میبرد
صفر قدی بلند داشت چهار شانه بودکوهی رابجای تنه روی پا ...
🌸🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🌸
📚داستان کوتاه اما زیبا📚
⚡️اصالت مهم تر است یا تربیت⚡️
می گویند: روزی شاه عبّاس در اصفهان به خدمت عالم زمانه، شيخ بهایی رسيد. پس از سلام و احوالپرسی، از شيخ پرسيد:
در برخورد با افراد اجتماع، اصالت ذاتیِ آن ها بهتر است
يا تربيت خانوادگی شان؟
شيخ گفت: هر چه نظر حضرت اشرف باشد، همان اس...
#خاطره‌بازی به یاد گذشته، قسمتی از یک داستان کوتاه به همراه یک آهنگ زیبا براتون گذاشتم 👌
فکر می کنم دردی تو دلت داری که داره آزارت میده، تا حالا به دیوارهای اینجا دقت کردی؟ تو همه اتاق ها این عکس رو زدن، قطعا نمی شناسیش، چون نه بازیگره، نه خواننده، اسمش لئونید روگوزوفه، اون یه پزشک بوده، البته نه د...
📚 داستان کوتاه
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
' حلزون درونت را پیدا کن! '
جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام 'مدوز' و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد.
اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم ...
🌼 یادداشتی در مقابل یادداشت وصالی ...
اندر حکایت وصال از سواد حیض و هیزش !...
............................................................
همین دیروز بود که یادداشت متبخترانه ی ابوالفضل وصالی را در لفافه ای از کلام لغتنامه ای !... خواندم و بیشتر به این اندیشه فرورفتم که ایشان قطعا قصد آن داشتند ک...
🔻 روده شیطان | داستان کوتاهی از #حسین_روح_نیا
(به مناسبت روز ملی #خلیج_فارس)
▪️«.مرغ دریایی سفید از لبۀ سکو پریدن گرفت. اول بالا رفت و بعد شیرجه زد، مانند یک کپۀ برف که از آسمان بیفتد. وقتی از آب درآمد، در منقارش ماهی بود. در این سه‌ماه ندیده بودم مرغ دریایی، اطراف سکو پر بزند. چه می‌دانم، شاید حال...
✳️منتظران ظهور
📚داستان کوتاه اما زیبا📚
⚡️اصالت مهم تر است یا تربیت⚡️
می گویند: روزی شاه عبّاس در اصفهان به خدمت عالم زمانه، شيخ بهایی رسيد. پس از سلام و احوالپرسی، از شيخ پرسيد:
در برخورد با افراد اجتماع، اصالت ذاتیِ آن ها بهتر است
يا تربيت خانوادگی شان؟
شيخ گفت: هر چه نظر حضرت اشرف باشد، همان...
📚داستان کوتاه اما زیبا📚
⚡️اصالت مهم تر است یا تربیت⚡️
می گویند: روزی شاه عبّاس در اصفهان به خدمت عالم زمانه، شيخ بهایی رسيد. پس از سلام و احوالپرسی، از شيخ پرسيد:
در برخورد با افراد اجتماع، اصالت ذاتیِ آن ها بهتر است
يا تربيت خانوادگی شان؟
شيخ گفت: هر چه نظر حضرت اشرف باشد، همان است.
ولی، به ن...