نتایج جستجو "بی ادب"

با حرص قابلمه ی سوپو توی سینک خالی کردم!همونطور که زیر لب به جدو آباد رامتین فحش میدادم،شیر آبو باز کردم تا این سوپ که تحقیرم کرده بود ،با آب وارد چاه بشه!
دماغمو بالا کشیدمو شیر آبو بستم.لپ تاپمو روی میز غذاخوری گذاشتمو روشنش کردم.با اون حرفایی که اون مردک عوضی بارم کرده بود،اشتهام کور شد.وارد فولد...
🍃🍃🍃🍃
#داستانک:
☘زمینی دیگر
☘نویسنده :ملیکا فراهانی
در یک ساختمان با سقفی گنبدی شکل کسانی که دانشمند نامیده می شدند فاصله ی زمین تا نقطه های آسمانی را اندازه می زدند و با اعداد بازی می کردند و هی ضرب و هی تقسیم می کردند.
یک روز مقاله ای منتشر کردند راجع به اینکه اگر همه ی کتاب های دنیا با میانگین ...
📖 ‎#داستانک
✳️ #سادگی_و_رندی
✳️ #قسمت_03
✳️ #پارت_1244
✔️ #غریبه_آدم از قصاب سوال هکرد :
«آدمی با چنین مشخصات #ندی؟»
قصاب که « مش کرم » با سوال هکرد :
« جریان چیه؟ چره ایندی #دل_هو_داری؟ کی هسه؟بیه #دکان_دل_بینم_چی_گونی»
#غریبه_آدم باشا #دکان_دل و #کتل_سر_کین_گل_هده و بگوت:
« از کوجه بگوم؟ چ...
📖 ‎#داستانک
✳️ #سادگی_و_رندی
✳️ #قسمت_03
✳️ #پارت_1244
✔️ #غریبه_آدم از قصاب سوال هکرد :
«آدمی با چنین مشخصات #ندی؟»
قصاب که « مش کرم » با سوال هکرد :
« جریان چیه؟ چره ایندی #دل_هو_داری؟ کی هسه؟بیه #دکان_دل_بینم_چی_گونی»
#غریبه_آدم باشا #دکان_دل و #کتل_سر_کین_گل_هده و بگوت:
« از کوجه بگوم؟ چ...
#داستان_کوتاه_همسفرقسمت_دوم
آقا صالح ابروهایش را به هم گره زد و گفت: «مشتری معطل شد!»
قیافه اش مثل برج زهر مار شده بود. بدون این که حرفی بزنم به طرف مرد رفتم و پس از گرفتن سفارش، غذایش را روی میز گذاشتم.
به بهانه تصفیه حساب با آقای سعیدی، خود را به میزش رساندم و گفتم: «دلم می خواست باهات بیام اما...
سپکو
گونه ای جدید از شعر کوتاه
شعر سپید کوتاه
بخش اول
هنر پنجم، قالب های کوتاه نگارش و سرایش خود را در سبک موزون و مقفی از دیربار در نگاه ادیبان و شعردوستان متجلی نموده است.
از خسروانی های درباری قرون گذشته تا رباعی و دوبیتی های عصر پیشین و حال حاضر که در میان توده های ادب دوست ایرانی جا باز کرده...
💥💥داستانک : احترام
✍ آن روز طبق معمول وارد کلاس شدم
همه جا را مرتب کرده و به بچه ها تذکر دادم که مواظب باشند خطایی نکنند که باعث تذکر شود .
و بعد شروع به تدریس کردم .
نیم ساعت که گذشت یک دفعه مدیر در زد و با راهنمایی او بازرسی وارد کلاس شد .
نگاهی به دانش آموزان کرد .
آن ها سلام کردند و من بعد از ...
📖 #داستانک
✳️ #حماقت_ته_نداره
✳️ #پارت_01
✳️ #پارت_1242
✔️ پنجاه سال پیش در یه روز سرد زمستانی پیر مردی سوار بر قاطر بومه «خشکرود» و‌ایستگاه سر «شمس مرحوم» خانه #لچه_کین_گل_هده و به
افقهای دور خیره وکت.
نیم ساعتی از #هومان_نیشتنش نگذشتبا که « مش رضا» با کولباری هیمه که از « خرماچال» #ویچبا کنا...
📖 #داستانک
✳️ #حماقت_ته_نداره
✳️ #پارت_01
✳️ #پارت_1242
✔️ پنجاه سال پیش در یه روز سرد زمستانی پیر مردی سوار بر قاطر بومه «خشکرود» و‌ایستگاه سر «شمس مرحوم» خانه #لچه_کین_گل_هده و به
افقهای دور خیره وکت.
نیم ساعتی از #هومان_نیشتنش نگذشتبا که « مش رضا» با کولباری هیمه که از « خرماچال» #ویچبا کنا...
🥀میتوان با همدلی همراه شد
من، تو، او، در نهایت ما شد
گندم(فرزانه طهماسبی)
🌾با سلام عرض ادب و احترام خدمت هم استانی های عزیزم، مردمان غیور، مردان و زنان اصیل، نجیب و با شهامت دیارم.
🌾خاطرات تلخ و شیرین مردمان این دیار طوماريست سترگ و برگی زرین که آیندگان بدانند و تجربه اندوزند.
🌾بدین سان در نظر...
از لکستان می آیم کوله باری وزین آورده ام :
قانون کریم خانی
عشق و عرفان بابا طاهر لک
زیبایی لطفعلی خان
سر بلندی باستان و آریایی ...
« له کی بارمه »
«ئی قه صر هاتمه لیمو بارمه / وه که س نمیه میِ ئه را یارمه»
ئیِ لکسونه مام ، بارکوله م سه نگینه
قانون کریم خانی ئو ئشق بابا طاهرم ها بیِ
ره نگینی لطفعل...
از لکستان می آیم کوله باری وزین آورده ام :
قانون کریم خانی
عشق و عرفان بابا طاهر لک
زیبایی لطفعلی خان
سر بلندی باستان و آریایی ...
« له کی بارمه »
«ئی قه صر هاتمه لیمو بارمه / وه که س نمیه میِ ئه را یارمه»
ئیِ لکسونه مام ، بارکوله م سه نگینه
قانون کریم خانی ئو ئشق بابا طاهرم ها بیِ
ره نگینی لطفعل...
از لکستان می آیم کوله باری وزین آورده ام :
قانون کریم خانی
عشق و عرفان بابا طاهر لک
زیبایی لطفعلی خان
سر بلندی باستان و آریایی ...
« له کی بارمه »
«ئی قه صر هاتمه لیمو بارمه / وه که س نمیه میِ ئه را یارمه»
ئیِ لکسونه مام ، بارکوله م سه نگینه
قانون کریم خانی ئو ئشق بابا طاهرم ها بیِ
ره نگینی لطفعل...
از لکستان می آیم کوله باری وزین آورده ام :
قانون کریم خانی
عشق و عرفان بابا طاهر لک
زیبایی لطفعلی خان
سر بلندی باستان و آریایی ...
« له کی بارمه »
«ئی قه صر هاتمه لیمو بارمه / وه که س نمیه میِ ئه را یارمه»
ئیِ لکسونه مام ، بارکوله م سه نگینه
قانون کریم خانی ئو ئشق بابا طاهرم ها بیِ
ره نگینی لطفعل...
از لکستان می آیم کوله باری وزین آورده ام :
قانون کریم خانی
عشق و عرفان بابا طاهر لک
زیبایی لطفعلی خان
سر بلندی باستان و آریایی ...
« له کی بارمه »
«ئی قه صر هاتمه لیمو بارمه / وه که س نمیه میِ ئه را یارمه»
ئیِ لکسونه مام ، بارکوله م سه نگینه
قانون کریم خانی ئو ئشق بابا طاهرم ها بیِ
ره نگینی لطفعل...
برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم . بیرون بیمارستان غُلغله بود . چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند . چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می دادند .
وارد حیاط بیمارستان که شدیم ، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نش...
#داستان_کوتاه_زیبا👌😎
(( مزد کارگرحمام ))
روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت ...
#داستان_کوتاه_زیبا👌😎
(( مزد کارگرحمام ))
روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت ...
هر جایی دیدید یک رفتار به شکل غلیظ اظهار می‌شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد.
کسی که خیلی غلیظ با ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است.
کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به حیا نشان می دهد، بدانید که خشمی ...
🔸داستان كوتاه
@mehrTV
عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد. معشوق گفت: كیست؟
عاشق گفت: من هستم « عاشق شما»
معشوق گفت: برو، هنوز زمان ورود خامان و ناپختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی. باید مدتی در آتش جدایی بسوزی تا پخته شوی، هنوز آمادگی عشق را نداری. عاشق بیچاره برگشت و یكسال در آتش دوری ...
💕داستان کوتاه
'رنجیدن از رفتار'
روزی 'سقراط حکیم' معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست؛
'علت ناراحتیش' را پرسید، پاسخ داد:
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم، سلام کردم جواب نداد و با 'بی اعتنایی' و 'خودخواهی' گذشت و رفت
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم...
سقراط گفت:
'چ...
#داستانک
حمام رفتن بهلول 
روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی...
💕 داستان کوتاه
مرد جوانی کنار 'نهر آب' نشسته بود و غمگين و افسرده به سطح آب زل زده بود.
'استادی از آنجا می گذشت.'
او را ديد و متوجه 'حالت پريشانش' شد و کنارش نشست.
مرد جوان وقتی استاد را ديد بی اختيار گفت:
عجيب 'آشفته ام' و همه چيز زندگی ام به هم ريخته است. به شدت 'نيازمند آرامش' هستم و نمی ...
حسین ملاصادقی:
سپکو
گونه ای جدید از شعر کوتاه
شعر سپید کوتاه
هنر پنجم ، قالب های کوتاه نگارش و سرایش خود را در سبک موزون و مقفی از دیربار در نگاه ادیبان و شعردوستان متجلی نموده است .
از خسروانی های درباری قرون گذشته تا رباعی و دوبیتی های عصر پیشین و حال حاضر که در میان توده های ادب دوست ایرانی ...
💕 داستان کوتاه
'حکایت جواب دندان شکن'
'تاجری' مسافرت میکرد.
در بین راه شب در 'کاروانسرائی' اقامت نموده برای شام غذائی خواست.
'سرایدار' مرغی پخته با سه تخم مرغ آب پز برای او آورد که خورد و به دلیل 'خستگی' راه خوابید.
بامدادان به موقعی که 'قافله' حرکت میکرد سرایدار پیدا نبود که 'قیمت غذا' را بگ...
#داستان_کوتاه_پند_آموز #ویژه_نامه_مناسبتی
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
🌺☘🌺•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
☘🌺
🌺 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💛 #معجزه_امام_رضا علیه السلام 💛
✍یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که اخیرا اتفاق افتاده است:
💭 یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی میکنند تصمیم میگیرند بنا به اسرار آقا داماد بیاین...
سپکو
گونه ای جدید از شعر کوتاه
شعر سپید کوتاه
هنر پنجم ، قالب های کوتاه نگارش و سرایش خود را در سبک موزون و مقفی از دیربار در نگاه ادیبان و شعردوستان متجلی نموده است .
از خسروانی های درباری قرون گذشته تا رباعی و دوبیتی های عصر پیشین و حال حاضر که در میان توده های ادب دوست ایرانی جا باز کرده است ک...
سپکو
گونه ای جدید از شعر کوتاه
شعر سپید کوتاه
هنر پنجم ، قالب های کوتاه نگارش و سرایش خود را در سبک موزون و مقفی از دیربار در نگاه ادیبان و شعردوستان متجلی نموده است .
از خسروانی های درباری قرون گذشته تا رباعی و دوبیتی های عصر پیشین و حال حاضر که در میان توده های ادب دوست ایرانی جا باز کرده است ک...
#داستانک
در زمان‌های قدیم مرد جوانی در قبیله‌ای مرتکب اشتباهی شد. به همین دلیل بزرگان قبیله گرد هم آمدند تا در مورد اشتباه جوان تصمیم بگیرند. در نهایت تصمیم گرفتند که در این مورد با پیر قبیله که تجربه بسیاری داشت مشورت کنند و هر چه که او بگوید عملی کنند.
پیر قبیله از انجام این کار امتناع کرد .بزر...
#داستان_کوتاه_پند_آموز #ویژه_نامه_مناسبتی
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
🌺☘🌺•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
☘🌺 @janat_o_roghiyeh
🌺 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💛 #معجزه_امام_رضا علیه السلام 💛
✍یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که اخیرا اتفاق افتاده است:
💭 یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی میکنند تصمیم میگیرند بنا به اسر...
#داستان_کوتاه_پند_آموز #ویژه_نامه_مناسبتی
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
🌺☘🌺•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
☘🌺
🌺 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💛 #معجزه_امام_رضا علیه السلام 💛
✍یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که اخیرا اتفاق افتاده است:
💭 یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی میکنند تصمیم میگیرند بنا به اسرار آقا داماد بیای...
#داستان_کوتاه_پند_آموز #ویژه_نامه_مناسبتی
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
🌺☘🌺•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
☘🌺 @janat_o_roghiyeh
🌺 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💛 #معجزه_امام_رضا علیه السلام 💛
✍یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که اخیرا اتفاق افتاده است:
💭 یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی میکنند تصمیم میگیرند بنا به اسر...
#داستان_کوتاه_پند_آموز #ویژه_نامه_مناسبتی
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
🌺☘🌺•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
☘🌺 @janat_o_roghiyeh
🌺 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💛 #معجزه_امام_رضا علیه السلام 💛
✍یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که اخیرا اتفاق افتاده است:
💭 یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی میکنند تصمیم میگیرند بنا به اسر...
سپکو
گونه ای جدید از شعر کوتاه
شعر سپید کوتاه
هنر پنجم ، قالب های کوتاه نگارش و سرایش خود را در سبک موزون و مقفی از دیربار در نگاه ادیبان و شعردوستان متجلی نموده است .
از خسروانی های درباری قرون گذشته تا رباعی و دوبیتی های عصر پیشین و حال حاضر که در میان توده های ادب دوست ایرانی جا باز کرده است ک...
سپکو
گونه ای جدید از شعر کوتاه
شعر سپید کوتاه
هنر پنجم ، قالب های کوتاه نگارش و سرایش خود را در سبک موزون و مقفی از دیربار در نگاه ادیبان و شعردوستان متجلی نموده است .
از خسروانی های درباری قرون گذشته تا رباعی و دوبیتی های عصر پیشین و حال حاضر که در میان توده های ادب دوست ایرانی جا باز کرده است ک...
#زن_در_شاهنامه
شاهنامه کتابیست که زن در سراسر آن حضور دارد.
برعکس ایلیاد هومر که در آن سیمای زن, پریده رنگ و کم اهمیت است.
زن در ایلیاد آتش فاجعه را برمی افروزد و خود کنار می نشیند. اینگونه است که زیبایی شوم و تباه کننده هلن, موجد جنگ است.
در دوران پهلوانیِ شاهنامه, حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رن...
#زن_در_شاهنامه
شاهنامه کتابیست که زن در سراسر آن حضور دارد.
برعکس ایلیاد هومر که در آن سیمای زن, پریده رنگ و کم اهمیت است.
زن در ایلیاد آتش فاجعه را برمی افروزد و خود کنار می نشیند. اینگونه است که زیبایی شوم و تباه کننده هلن, موجد جنگ است.
در دوران پهلوانیِ شاهنامه, حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رن...
#داستانک
آسیابانی پیر در دهی دور افتاده زندگی می‌کرد. هرکسی گندمی را نزد او برای آردکردن می‌برد، علاوه بر دستمزد، پیمانه‌ای از آن را برای خود برمی‌داشت. مردم ده با اینکه دزدی آشکار وی را می‌دیدند ، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چاره‌ای نداشتند و فقط نفرینش می‌کردند.
پس از چندسال آسیابان پیر مُ...
🌙🌙🌙🌙
🌿داستان کوتاه : فروش شرف
«چارلی» برای اینکه تا حدی از باد شدید و پرقدرت در امان بماند ، کنار در قوز کرد و توی خودش جمع شد. اما وقتی پیرزن و سگش را دید که دارند جلو می آیند ، شانه هایش را بالا داد و با بی خیالی رفت طرف آنها. به خودش گفت:
‹‹ اگر با این پیرزن کار را شروع کنم ، راحت تره. کمت...
💕 داستان کوتاه
'دو برادر مهربان'
دو برادر با هم در 'مزرعه' خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود.
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله 'محصول' و 'سود' را با هم نصف می كردند.
یک روز 'برادر مجرد' با خودش فكر كرد و گفت:
درست نیست كه ما همه چیز ر...