نتایج جستجو "ایثار"

🌹
🔘 داستان کوتاه
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﻦ ٧٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺒﻮﺩ .
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺩارو ، ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻪ
ﺍﻭ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻋﻤﻞ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺩﺍﺩ و ﻣﺮﺩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ ...
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ بیمارستان ، برگ تسویه حساب ﺭﺍ به پیرمرد ﺩﺍﺩن تا هزینه ی جراحی را بپردازد .
❣پیرﻣﺮﺩ همینکه ب...
#ادبیات_ایرانی_مینیمال
#کاوه_گوهرین
کتابِ ' داستانِ دوستان ' تالیفِ ' کاوه گوهرین ' از سوی ' انتشاراتِ ققنوس ' در سال ۱۳۸۹ منتشر شد. 
در این کتاب ' کاوه گوهرین ' با انتخاب و ویرایشِ متونِ کوتاه کهنِ فارسی، سعی کرده است با ارائه نمونه‌هایی از داستانِ کوتاه، ضرورتِ ایجاز و کوتاه‌نویسی در ادبیاتِ م...
🔴بسیار مهم و ضروری
لطفاً برای همه ارسال کنید..
با توجه به اینکه الان اکثر مردم فیلترشکن‌هاشون بطور دائمی روشنه ممکنه در حین انجام فعالیت‌های مهمی مثل فعالیت‌های بانکی، خرید‌های اینترنتی و ... اون را خاموش نکنند که در اینصورت رمز‌ها و داده‌های شخصی اونها توسط هکرها یا شرکت‌های نامعتبر ارائه دهنده پ...
📖 #داستانک
💢گذری بر زندگی و فضائل حضرت عباس بن اميرالمؤمنين عليه السلام
🌺عباس (۲۶ - ۶۱ق)، مشهور به  ابوالفضل  و قمر بنی‌هاشم، فرزند امام علی علیه‌السلام  و ام البنین و سردار و پرچمدار سپاه امام حسین علیه السّلام در واقعه کربلا است. او در کربلا سقّای  سپاه بود؛ از این رو در بین شیعیان به «سقای دشت...
موضوع منبرک: عظمت مقام جانبازان
👈🏼 شروع: بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کر...
عظمت مقام جانبازان
👈🏼 بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کردند و پذیرفتند؛ آف...
موضوع منبرک: عظمت مقام جانبازان
👈🏼 شروع: بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کر...
موضوع منبرک: عظمت مقام جانبازان
👈🏼 شروع: بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کر...
📚داستان کوتاه📚
شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت: گروهی از دوستان شما گناه می کنند و می گویند به رحمت خدا امیدواریم!
امام فرمود: آنها دروغ می گویند که دوست ما هستند؛ بلکه قومی هستند که آرزوهای بی جا، آنها را به این طرف و آن طرف می کشاند. کسی که به چیزی امیدوار باشد، برای رسیدن به آن، کار می کند و...
💟 داستان کوتاه
روزی شاگرد یک استاد از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی دهد. استاد از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن هم به سختی.
استاد پرسید: «مزه ا...
💐🍃💝💐🍃💐💝🍃💐💝🍃
#داستان_کوتاه❣🦋❣🦋❣🦋
یک روز معلم ادیسون نامه‌ای برای مادر او نوشت و آن را به ادیسون داد که به مادرش تحویل دهد.
ادیسون نامه را به مادرش تحویل داد. در آن نوشته بود: فرزند شما کودن است و مدرسه ما جای کودن‌ها نیست.
مادر ادیسون سخت ناراحت و پریشان شد. ولی با تمام توانش سعی کرد این موضوع را ...
چون شقیق بلخی به مکه رفت و ابراهیم ادهم او را دید، شقیق گفت: ای ابراهیم، چه می‌ کنی در کار معاش؟
گفت اگر چیزی رسد شکر کنم و اگر نرسد صبر کنم. شقیق فرمود سگان بلخ هم این کنند که چون یابند مراعات کنند و دم جنبانند و اگر نیابند صبر کنند. ابراهیم گفت پس شما چگونه می‌ کنی؟ فرمود اگر ما را چیزی رسد ایثار...
‍ 🍃داستانک : یاس و کاکتوس
نوشته : #آریاسب_باوند
۱۹ مهر ماه سال ۲۵۷۶شاهنشاهی
در باغستان باغبان یک بوته ی یاس زیر نور خورشید می‌درخشید...
گلهای باغستان همه میدانستند...
باغبان هم میدانست...
گل یاس عاشق بود...
کاکتوس پیر بود اما هنوز خارهایش تیز و زهرآلود...
باد که می‌وزید خارهایش بوته ی یاس را می...
نسیم گرم زمستانی
زبان قاصر است از نقل داستان کوتاه پرپیچ‌وتابَش. عقل حیران است از درک مفهوم پرمعنایش. چشم خیره است از اقیانوس عمیق حماسه‌اش. گویا چشم‌های نابینا بهتر می‌دیدند صحنهٔ حماسه‌اش را. گویا گوش‌های ناشنوا بهتر می‌شنیدند صدای سمفونی حماسه‌اش را.
اگر آسمان زرد و خورشید آبی دست به دست هم می‌د...
🍀🍀🍀
👌 داستان کوتاه پند آموز
💭شیخی بود که به شاگردانش عقیده می آموخت ، لااله الاالله یادشان می داد ، آنرا برایشان شرح می داد و بر اساس آن تربیتشان می کرد.
💭 روزی یکی از شاگردانش طوطی ای برای او هدیه آورد، زیرا شیخ پرورش پرندگان را بسیار دوست می داشت. شیخ همواره طوطی را محبت می کرد و او را در درسهای...
💥سه داستان کوتاه چند ثانیه وقت میگیره :
🔸روزى روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت ،
این یعنی ایمان...
🔸كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت اين يعنى اعتماد...
🔸ه...
نسیم گرم زمستانی
زبان قاصر است از نقل داستان کوتاه پرپیچ‌وتابَش. عقل حیران است از درک مفهوم پرمعنایش. چشم خیره است از اقیانوس عمیق حماسه‌اش. گویا چشم‌های نابینا بهتر می‌دیدند صحنهٔ حماسه‌اش را. گویا گوش‌های ناشنوا بهتر می‌شنیدند صدای سمفونی حماسه‌اش را.
اگر آسمان زرد و خورشید آبی دست به دست هم می‌د...
نسیم گرم زمستانی
زبان قاصر است از نقل داستان کوتاه پرپیچ‌وتابَش. عقل حیران است از درک مفهوم پرمعنایش. چشم خیره است از اقیانوس عمیق حماسه‌اش. گویا چشم‌های نابینا بهتر می‌دیدند صحنهٔ حماسه‌اش را. گویا گوش‌های ناشنوا بهتر می‌شنیدند صدای سمفونی حماسه‌اش را.
اگر آسمان زرد و خورشید آبی دست به دست هم می‌د...
🌸🍃
•| #داستان_کوتاه📚
مسجــدی کنار مشروب
فروشی قرار داشت وامام جماعت آن مسجد درخطبه هایش هر روز دعا میکرد:
خداوندا زلزله ای بفرست تا این میخانه ویران شود' روزی زلزله آمد و دیوار مسجد روی میخانه فرو ریخت و میخانه ویران شد.
صاحب میخانه نزد امام جماعت رفت و گفت:
تو دعا کردے میخانه من ویران شود
پس ...
یا امّ بنین حال گرفتار ندیدی
دستان قلم، اشک علمدار ندیدی
بر پیکر بی دست علمدار رشیدت
آشفتگیِ سیّد و سالار ندیدی
مادر به خدا بس که وفا داشت اباالفضل
غوغای مُواسات سپهدار ندیدی
گر آب نیاورد نگو آبرویش رفت
خون بارش آن دیده و رخسار ندیدی
شق القمر کوفه که در علقمه رخ داد
تکرار رخ حیدر کرار ندیدی
آنقدر اد...
▫️ ⚘﷽⚘
چندماه پیش از عملیات، در اردوگاه حین آموزش پیم یک نارنجک گیر کرد و بچه‌ها برای جا زدن پیم آن را دست هاشم دادند. هاشم خیلی تلاش کرد تا با احتیاط پیم را سر جایش قرار دهد اما ناگهان نارنجک از دست او رها شد.. لحظات سختی بود و هاشم چند ثانیه بیشتر وقت نداشت تا پیم را جا بزند...
حمید کربلایی حسنی روز یکشنبه در گفت گو با ایرنا افزود: علاقه مندان به شرکت در این جشنواره می توانند از سراسر کشور آثار خود را تا 15 اسفندماه امسال به دبیرخانه ارسال کنند.
وی، موضوع جشنواره ملی شعر طنز اراک شهر را، کالبد شهری و شهروند، ترافیک، فضای سبز شهری، ایمنی و آتش نشانی، مسائل محیط زیست شهری (آ...
برگزیدگان مسابقات ادبی یادواره شهدای دانشگاه
خاطرات و متن كوتاه:
1. محمد علی خلفی
2. فرزانه طالبی
3. شقايق باقري
پايان نامه:
1. پروانه شالپوش:
2. زري هوشيار:
3. زينب دكامي
داستان كوتاه:
1. حميدرضا جاويدان فر
2. رادین لاچینی:
3. اکرم نادی شورابی:
شعر كوتاه:
1. معصومه هادیون:
2. افش...
فراخوان مسابقات ادبي
اولين يادواره شهداي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج
7 اسفند 1396
مسابقات ادبي:‌
قطعه ادبي، داستان كوتاه، خاطره، كتاب، پايان نامه، مقاله، زيباترين جمله در وصف شهداي دانشجو
مهلت ارايه آثار: 6 اسفند 96 ساعت 12
محورهاي فراخوان :
شهداي دانشجو، ايثار و شهادت، دفاع مقدس، مقاومت
شرايط شر...
💐هر شب یک داستان کوتاه💐
داستان شماره(۴۴۲)
🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸
🍃🌸
🌸
ایثار حضرت امیر علیه السلام
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
مردي نزد رسول خدا آمد و از شدت گرسنگي مي‌ناليد. پيامبر براي تهيه غذا كسي را به خانه همسران خود فرستاد. آن شخص خبر آورد كه جز آب آشاميدني، در خانه پيامبر هيچ يافت نمي‌شود.
پيامبر...
✔️' عشق اجاره ای '
حق نداشت با من این کار را بکند و درست وقتی میدانست چقدر به بودنش نیاز دارم و چقدر دلبسته اش شده ام،من را رها کند آنهم منی که همه جور محبتی در حقش کردم،
خیلی از دستش عصباااانیم!!!''
این جمله ها برایمان آشناست؟؟؟
شاید در فصلهایی از زندگیمان برایمان پیش آمده که توقعی از کسی داشته ا...
نسیم گرم زمستانی
زبان قاصر است از نقل داستان کوتاه پرپیچ‌وتابَش. عقل حیران است از درک مفهوم پرمعنایش. چشم خیره است از اقیانوس عمیق حماسه‌اش. گویا چشم‌های نابینا بهتر می‌دیدند صحنهٔ حماسه‌اش را. گویا گوش‌های ناشنوا بهتر می‌شنیدند صدای سمفونی حماسه‌اش را.
اگر آسمان زرد و خورشید آبی دست به دست هم می‌د...
#داستانک
دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت!
درراه با پرودرگار سخن می گفت:
( ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای )
در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت!
او با ناراحتی...
‍ ✅ پایان بیست و دومین جشنواره ادبی استان
بیست و دومین جشنواره ادبی استان همدان با معرفی ۲۶ اثر برگزیده در شهرستان بهار پایان یافت. رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بهار گفت : ۵۰۴ اثر در ۴ رشته شعر، داستان، داستانک و آزاد با موضوعهای اقتصاد مقاومتی، تولیدواشتغال، ایثار و شهادت، نماز، امربه م...
داستان کوتاه
«مدیر مدرسه» قسمت پانزده
صدای مینا مرا از گفتگوهای خسته کننده با بهروز رها کرد. چه روزهای طاقت فرسایی را که در تنهایی خود به امید شنیدن دوباره ی طنین صدای او بسر کرده بودم. دوست داشتم او حرف بزند و من گوش دهم تا رنج سالهای تنهایی و گوشه گیری را از تن بزدایم. اما بهروز بیخبر از دل شیدا ...
داستان کوتاه
«مدیر مدرسه» قسمت پانزده
صدای مینا مرا از گفتگوهای خسته کننده با بهروز رها کرد. چه روزهای طاقت فرسایی را که در تنهایی خود به امید شنیدن دوباره ی طنین صدای او بسر کرده بودم. دوست داشتم او حرف بزند و من گوش دهم تا رنج سالهای تنهایی و گوشه گیری را از تن بزدایم. اما بهروز بیخبر از دل شیدا ...
@BI20ST
داستان کوتاه
آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود.
پدر او کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر می کرد.
لینکلن پس از سالها تلاش،
به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.
اولین سخنرانی او در مجلس سنا بدین صورت گذشت:
نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند.
یکی از نمایندگان مخالف با ع...
#داستانک
پدر می گوید : روزی امام رضا میهمان داشتند .
وقتی ظهر شد , سفره انداختند و غذا آوردند . امام رضا سینی بزرگی کنارشان گذاشتند و مقداری از انواع غذاها در آن قرار دادند , بعد کسی را صدا زدند و گفتند : اینها را ببرید .
یکی از مهمانان با تعجب پرسید : این غذاها را کجا فرستادند ؟
میهمان دیگری گ...
نصیر زاده در گفتگو با خبرنگار روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، با اشاره به برگزاری مسابقه سراسری «جهاد، ایثار و شهادت» توسط اداره کل امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی، گفت: این مسابقه در دو بخش ادبی (نثر ادبی، شعر و داستان کوتاه) و بخش هنری (نقاشی، طراحی پوستر، نماهنگ و عکس) برگزار می شود.
م...
حکایت خواندنی ایثار و شکر
@hekayatvadastan
شفیق بلخی از مردی پرسید: تهیدستانتان چه می کنند؟
گفت: اگر یابند بخورند و اگر نیابند، بردباری کنند.
شفیق گفت: همه چنین می کنند.
مرد گفت: شما چگونه اید؟
شفیق گفت: اگر یابیم ایثار کنیم و اگر نیابیم شکر بگزاریم.
اطلاعات بیشتر
#داستانک
💎بایزید بسطامی میگوید
هیچ کس بر من غلبه نکرد مانند جوانی از اهل بلخ که به قصد حج بر ما وارد شد و گفت یا بایزید حد زهد نزد شما چیست
گفتم اینکه چون بیابیم بخوریم و چون نیابیم سپاس گزاریم
گفت پیش ما سگان بلخ نیز چنین اند
گفتم پس حد زهد پیش شما چیست
گفت اینکه چون نیابیم شکر کنیم و چون بیابی...
‍ 🖊 @dastanakema
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگی ها کرده پاک
 
 
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایهء مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در ...
‍ 🖊 @dastanakema
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگی ها کرده پاک
 
 
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایهء مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در ...
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان برگزار می‌کند:
هفته قرآن و عترت خوزستان / بهمن ماه ۹۶
فراخوان جشنواره استانی #داستانک
#موضوع : قرآن و عترت شامل: داستان های قرآن و عترت «ع» : اقتباس از داستان های قرآن کریم – زندگی و سیره پیامبر اسلام «ص» – زندگی و سیره پیامبران الهی از دیدگاه قرآن – ...
«اطلاعیه»
✅اداره کل امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی برگزار می کند:❌
👈 مسابقه سراسری جهاد، ایثار، شهادت🔶
⬅️ بخش ادبی: نثر ادبی، شعر، داستان کوتاه
⬅️ بخش هنری: نقاشی، طراحی پوستر، نماهنگ و عکس
☘️🌸🌼🌻🍀🍀🌺💐
ارسال آثار در رشته های عنوان شده با موضوعات زیر قابل بررسی می باشد:
✳️ ثبت جلوه های ایثار...