نتایج جستجو "ایثار"

🔷 تمدید شد
🔹آخرین مهلت ارسال آثار برای هشتمین جایزه ادبی یوسف (داستان کوتاه با موضوع دفاع مقدس) تا 15 مهرماه تمدید شد
🌷 eitaa.com/isar_razavi
🌷 sapp.ir/isar_razavi
🌷 @isar5
فرانک اوکانر
۱۹۰۳-۱۹۶۶
کتاب هایی که توسط نویسندگان ایرلندی نوشته شده، به عنوان ادبیات انگلستان تلقی می شوند. این تلقی بیانگر انکار تفاوت در خاستگاه و شخصیت آنها است. نوشته های فرانک اوکانر با نام مستعار مایکل او دانووان در این افتراق مثال زدنی است.
اوکانر در خانواده کارگری کاتولیک میانه حال و بی سو...
امام حسین (ع) :
ان الله يحب معالي الامور و يبغض ‍ سفسافها.
خداوند کارهای بزرگ را دوست دارد و از مشغول شدن به امور کوچک چندان خشنود نیست .
مولانا:
میان ما درآ ما عاشقانیم
که تا در باغ عشقت درکشانیم
هر آن چیزی که تو گویی که آنید
به بالاتر نگر بالای آنیم
آغاز ماه محرم، ماه شهادت معلم عشق، ایثا...
امام حسین (ع) :
ان الله يحب معالي الامور و يبغض ‍ سفسافها.
خداوند کارهای بزرگ را دوست دارد و از مشغول شدن به امور کوچک چندان خشنود نیست .
مولانا:
میان ما درآ ما عاشقانیم
که تا در باغ عشقت درکشانیم
هر آن چیزی که تو گویی که آنید
به بالاتر نگر بالای آنیم
آغاز ماه محرم، ماه شهادت معلم عشق، ایثا...
از سوی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس؛
هشتمین دوره جشنواره «جایزه ادبی یوسف» برگزار می‌شود
 به گزارش مفدا مشهد به نقل از خبرگزاری فارس از مشهد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در راستای ترویج فرهنگ ایثار، شهادت، انعکاس و انتقال میراث گران هشت‌ سال دفاع مقدس و مقاومت اسلامی، هشتمین...
#داستانک
پاییز سال 1373 در هفته اول ورود به پاریس در فروشگاه زنجیره ای Auchane (شبیه فروشگاه های شهروند خودمان) در مرکز خرید بزرگ و معروف چهار فصل ( quatre tepmps Les) در محله لادفانس پاریس، پس از خرید رفتم سر صندوق.
بیش از 40 صندوق داشت و بیشترشان شلوغ بودند، لذا صندوقی را که خلوت تر بود انتخاب کر...
داستان کوتاه از گابریل گارسیا مارکز📚
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد.
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد ...
📚داستان کوتاه از گابریل گارسیا مارکز📚
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد.
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد...
⁣داستان شب
هرشب ساعت 10 يك داستان براى شما عزيزان
داستان امشب📚داستان کوتاه از گابریل گارسیا مارکز📚
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد.
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این اس...
#داستانک
پاییز سال 1373 در هفته اول ورود به پاریس در فروشگاه زنجیره ای Auchane (شبیه فروشگاه های شهروند خودمان) در مرکز خرید بزرگ و معروف چهار فصل ( quatre tepmps Les) در محله لادفانس پاریس، پس از خرید رفتم سر صندوق.
بیش از 40 صندوق داشت و بیشترشان شلوغ بودند، لذا صندوقی را که خلوت تر بود انتخاب کر...
خواهران باربارن آخرین اثر اریک امانوئل اشمیت، نویسندۀ پرآوازۀ فرانسوی، مجموعه‌داستانی است شامل چهار داستان کوتاه که منطق روان‌شناسی خشونت و عطوفت را می‌جوید. فلسفۀ وجودی‌ای که در بطن اثر با سادگی دل‌انگیز نثر اشمیت به چالش کشیده شده مخاطب را به سیری در احساسات و عواطف انسانی می‌کشاند. اشمیت در این ...
یک داستانک تاریخی:
ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍین که ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭ ﺍﻭﻝ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺳﺨﺘﻰ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﻦ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻧﺎﻣﻪ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺩﺍﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺍﻏﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﻳﺘﻴﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ «ﺍﺭﻭﺱ» (ﺭﻭﺳﻴﻪ) ﺗﻮﺳﻄ ﺗﻨﺪﺭﻭﻫﺎﻯ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﻭ ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮگ هاﻯ ﻣﺘﻌﺼﺐ (ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ) ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ.
...
‍ ⭕️داستانک پند
پلیکانی در زمستان سرد و برفی برای جوجه هایش غذا گیر نمی آورد. ناچار با منقارش، از گوشت تنش می کَند و توی دهان جوجه هایش می گذاشت. آنقدر این کار را کرد تا ضعیف شد و مُرد.
یکی از جوجه ها گفت:
آخیش! راحت شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.
وقتی فداکاری می کنیم، انتظار داریم در مقابلش ناس...
#داستانک۴۰۶
چقدر این نوع خوابیدنش را دوست داشت، ‌اینطور که دستش را زیر صورتش میگذاشت وحتی باچینهای دور لب وگوشه چشمش میشد معصومیت یک نوزاد را از آرامش صورتش دید .دستی که سالها جای جای خستگیهایش را لمس کرده بود و تمام اجزای زندگیش آغشته به ایثار آنها بود. لیوانهای آبی که به دستش داده بود و نوازشهایی...
#داستانک۴۰۶
چقدر این نوع خوابیدنش را دوست داشت، ‌اینطور که دستش را زیر صورتش میگذاشت وحتی باچینهای دور لب وگوشه چشمش میشد معصومیت یک نوزاد را از آرامش صورتش دید .دستی که سالها جای جای خستگیهایش را لمس کرده بود و تمام اجزای زندگیش آغشته به ایثار آنها بود. لیوانهای آبی که به دستش داده بود و نوازشهایی...
داستان کوتاه و بسیار زیبا 🌹
استادی با شاگردش از باغى ميگذشت چشمشان به يک کفش کهنه افتاد. شاگرد گفت گمان ميکنم اين کفشهای کارگرى است که در اين باغ کار ميکند بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم...!
استاد گفت چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم؛
ب...
🌹
🔘 داستان کوتاه
#نمره_نقاشی
پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره‌ا...
🌹
🔘 داستان کوتاه
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﻦ ٧٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺒﻮﺩ .
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺩارو ، ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻪ
ﺍﻭ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻋﻤﻞ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺩﺍﺩ و ﻣﺮﺩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ ...
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ بیمارستان ، برگ تسویه حساب ﺭﺍ به پیرمرد ﺩﺍﺩن تا هزینه ی جراحی را بپردازد .
❣پیرﻣﺮﺩ همینکه ب...
#ادبیات_ایرانی_مینیمال
#کاوه_گوهرین
کتابِ ' داستانِ دوستان ' تالیفِ ' کاوه گوهرین ' از سوی ' انتشاراتِ ققنوس ' در سال ۱۳۸۹ منتشر شد. 
در این کتاب ' کاوه گوهرین ' با انتخاب و ویرایشِ متونِ کوتاه کهنِ فارسی، سعی کرده است با ارائه نمونه‌هایی از داستانِ کوتاه، ضرورتِ ایجاز و کوتاه‌نویسی در ادبیاتِ م...
🔴بسیار مهم و ضروری
لطفاً برای همه ارسال کنید..
با توجه به اینکه الان اکثر مردم فیلترشکن‌هاشون بطور دائمی روشنه ممکنه در حین انجام فعالیت‌های مهمی مثل فعالیت‌های بانکی، خرید‌های اینترنتی و ... اون را خاموش نکنند که در اینصورت رمز‌ها و داده‌های شخصی اونها توسط هکرها یا شرکت‌های نامعتبر ارائه دهنده پ...
📖 #داستانک
💢گذری بر زندگی و فضائل حضرت عباس بن اميرالمؤمنين عليه السلام
🌺عباس (۲۶ - ۶۱ق)، مشهور به  ابوالفضل  و قمر بنی‌هاشم، فرزند امام علی علیه‌السلام  و ام البنین و سردار و پرچمدار سپاه امام حسین علیه السّلام در واقعه کربلا است. او در کربلا سقّای  سپاه بود؛ از این رو در بین شیعیان به «سقای دشت...
موضوع منبرک: عظمت مقام جانبازان
👈🏼 شروع: بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کر...
عظمت مقام جانبازان
👈🏼 بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کردند و پذیرفتند؛ آف...
موضوع منبرک: عظمت مقام جانبازان
👈🏼 شروع: بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کر...
موضوع منبرک: عظمت مقام جانبازان
👈🏼 شروع: بیانات رهبری
جانبازان هم شهداى زنده‌اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‌اى را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلا ماندن. بعضى از این بانوان عزیز، این جانباز را با همین جانبازیش قبول کر...
📚داستان کوتاه📚
شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت: گروهی از دوستان شما گناه می کنند و می گویند به رحمت خدا امیدواریم!
امام فرمود: آنها دروغ می گویند که دوست ما هستند؛ بلکه قومی هستند که آرزوهای بی جا، آنها را به این طرف و آن طرف می کشاند. کسی که به چیزی امیدوار باشد، برای رسیدن به آن، کار می کند و...
💟 داستان کوتاه
روزی شاگرد یک استاد از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی دهد. استاد از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن هم به سختی.
استاد پرسید: «مزه ا...
💐🍃💝💐🍃💐💝🍃💐💝🍃
#داستان_کوتاه❣🦋❣🦋❣🦋
یک روز معلم ادیسون نامه‌ای برای مادر او نوشت و آن را به ادیسون داد که به مادرش تحویل دهد.
ادیسون نامه را به مادرش تحویل داد. در آن نوشته بود: فرزند شما کودن است و مدرسه ما جای کودن‌ها نیست.
مادر ادیسون سخت ناراحت و پریشان شد. ولی با تمام توانش سعی کرد این موضوع را ...
چون شقیق بلخی به مکه رفت و ابراهیم ادهم او را دید، شقیق گفت: ای ابراهیم، چه می‌ کنی در کار معاش؟
گفت اگر چیزی رسد شکر کنم و اگر نرسد صبر کنم. شقیق فرمود سگان بلخ هم این کنند که چون یابند مراعات کنند و دم جنبانند و اگر نیابند صبر کنند. ابراهیم گفت پس شما چگونه می‌ کنی؟ فرمود اگر ما را چیزی رسد ایثار...
‍ 🍃داستانک : یاس و کاکتوس
نوشته : #آریاسب_باوند
۱۹ مهر ماه سال ۲۵۷۶شاهنشاهی
در باغستان باغبان یک بوته ی یاس زیر نور خورشید می‌درخشید...
گلهای باغستان همه میدانستند...
باغبان هم میدانست...
گل یاس عاشق بود...
کاکتوس پیر بود اما هنوز خارهایش تیز و زهرآلود...
باد که می‌وزید خارهایش بوته ی یاس را می...
نسیم گرم زمستانی
زبان قاصر است از نقل داستان کوتاه پرپیچ‌وتابَش. عقل حیران است از درک مفهوم پرمعنایش. چشم خیره است از اقیانوس عمیق حماسه‌اش. گویا چشم‌های نابینا بهتر می‌دیدند صحنهٔ حماسه‌اش را. گویا گوش‌های ناشنوا بهتر می‌شنیدند صدای سمفونی حماسه‌اش را.
اگر آسمان زرد و خورشید آبی دست به دست هم می‌د...
🍀🍀🍀
👌 داستان کوتاه پند آموز
💭شیخی بود که به شاگردانش عقیده می آموخت ، لااله الاالله یادشان می داد ، آنرا برایشان شرح می داد و بر اساس آن تربیتشان می کرد.
💭 روزی یکی از شاگردانش طوطی ای برای او هدیه آورد، زیرا شیخ پرورش پرندگان را بسیار دوست می داشت. شیخ همواره طوطی را محبت می کرد و او را در درسهای...
💥سه داستان کوتاه چند ثانیه وقت میگیره :
🔸روزى روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت ،
این یعنی ایمان...
🔸كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت اين يعنى اعتماد...
🔸ه...
نسیم گرم زمستانی
زبان قاصر است از نقل داستان کوتاه پرپیچ‌وتابَش. عقل حیران است از درک مفهوم پرمعنایش. چشم خیره است از اقیانوس عمیق حماسه‌اش. گویا چشم‌های نابینا بهتر می‌دیدند صحنهٔ حماسه‌اش را. گویا گوش‌های ناشنوا بهتر می‌شنیدند صدای سمفونی حماسه‌اش را.
اگر آسمان زرد و خورشید آبی دست به دست هم می‌د...
نسیم گرم زمستانی
زبان قاصر است از نقل داستان کوتاه پرپیچ‌وتابَش. عقل حیران است از درک مفهوم پرمعنایش. چشم خیره است از اقیانوس عمیق حماسه‌اش. گویا چشم‌های نابینا بهتر می‌دیدند صحنهٔ حماسه‌اش را. گویا گوش‌های ناشنوا بهتر می‌شنیدند صدای سمفونی حماسه‌اش را.
اگر آسمان زرد و خورشید آبی دست به دست هم می‌د...
🌸🍃
•| #داستان_کوتاه📚
مسجــدی کنار مشروب
فروشی قرار داشت وامام جماعت آن مسجد درخطبه هایش هر روز دعا میکرد:
خداوندا زلزله ای بفرست تا این میخانه ویران شود' روزی زلزله آمد و دیوار مسجد روی میخانه فرو ریخت و میخانه ویران شد.
صاحب میخانه نزد امام جماعت رفت و گفت:
تو دعا کردے میخانه من ویران شود
پس ...
یا امّ بنین حال گرفتار ندیدی
دستان قلم، اشک علمدار ندیدی
بر پیکر بی دست علمدار رشیدت
آشفتگیِ سیّد و سالار ندیدی
مادر به خدا بس که وفا داشت اباالفضل
غوغای مُواسات سپهدار ندیدی
گر آب نیاورد نگو آبرویش رفت
خون بارش آن دیده و رخسار ندیدی
شق القمر کوفه که در علقمه رخ داد
تکرار رخ حیدر کرار ندیدی
آنقدر اد...
▫️ ⚘﷽⚘
چندماه پیش از عملیات، در اردوگاه حین آموزش پیم یک نارنجک گیر کرد و بچه‌ها برای جا زدن پیم آن را دست هاشم دادند. هاشم خیلی تلاش کرد تا با احتیاط پیم را سر جایش قرار دهد اما ناگهان نارنجک از دست او رها شد.. لحظات سختی بود و هاشم چند ثانیه بیشتر وقت نداشت تا پیم را جا بزند...
حمید کربلایی حسنی روز یکشنبه در گفت گو با ایرنا افزود: علاقه مندان به شرکت در این جشنواره می توانند از سراسر کشور آثار خود را تا 15 اسفندماه امسال به دبیرخانه ارسال کنند.
وی، موضوع جشنواره ملی شعر طنز اراک شهر را، کالبد شهری و شهروند، ترافیک، فضای سبز شهری، ایمنی و آتش نشانی، مسائل محیط زیست شهری (آ...
برگزیدگان مسابقات ادبی یادواره شهدای دانشگاه
خاطرات و متن كوتاه:
1. محمد علی خلفی
2. فرزانه طالبی
3. شقايق باقري
پايان نامه:
1. پروانه شالپوش:
2. زري هوشيار:
3. زينب دكامي
داستان كوتاه:
1. حميدرضا جاويدان فر
2. رادین لاچینی:
3. اکرم نادی شورابی:
شعر كوتاه:
1. معصومه هادیون:
2. افش...