نتایج جستجو "آمریکا"

ما کلاس اول دبستان بودیم.‌
این اخوی مان که اکنون دو سال از ما بزرگتر هستند؛ بخاطر می آوریم که در آن زمان هم، دو سال از ما بزرگتر بودند.
در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک؛یک روز دو نفری با هم رفتیم، نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود .
البته نه این...
❣خانم زهرای عزیز
داستان کوتاه
«جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را...
📔🌙 داستان کوتاه شب 🌙📔
💎 «جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر ...
📔🌙 داستان کوتاه شب 🌙📔
💎 «جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر ...
🔘 داستان کوتاه
«جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر زده بود، ...
🔘 داستان کوتاه
«جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر زده بود، ...
🔘 داستان کوتاه
«جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر زده بود، ...
یک داستان کوتاه و یک نتيجه
در کودکی همیشه فکر میکردم
شبها کسی زیر تخت من پنهان شده است.
نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم:
روانپزشک گفت:
حتماً خوب خواهی شد ؛ تو درمان خواهی شد فقط کمی زمانبر است
'یک سال هفته‌ای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد همان روان پزشک را در خی...
🔘 داستان کوتاه
«جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر زده بود، ...
جشنواره بین المللی حقوق بشر آمریکایی در حال تبدیل شدن به یک نشان معتبر هنری
اسماعیل آجرلو دبیر جشنواره بین المللی حقوق بشر آمریکایی با اشاره به اهداف برگزاری این جشنواره بیان کرد: نخستین دوره این جشنواره در سال ۱۳۹۴ و بعد از بیانات مقام معظم رهبری درباره نقض حقوق بشر توسط آمریکا فراخوان شد.
وی با اش...
جشنواره بین المللی حقوق بشر آمریکایی در حال تبدیل شدن به یک نشان معتبر هنری
اسماعیل آجرلو دبیر جشنواره بین المللی حقوق بشر آمریکایی با اشاره به اهداف برگزاری این جشنواره بیان کرد: نخستین دوره این جشنواره در سال ۱۳۹۴ و بعد از بیانات مقام معظم رهبری درباره نقض حقوق بشر توسط آمریکا فراخوان شد.
وی با اش...
کره‌شمالی توان پرداخت هزینه هتل محل اقامت رهبرش در سنگاپور را ندارد
چند روز مانده به دیدار کیم‌جونگ اون، رهبر کره‌شمالی و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا در سنگاپور، مشخص شد مردی که تمام ثروت کشورش را خرج برنامه هسته‌ای کرده و ملت را به فقر و گرسنگی کشانده، توان پرداخت هزینه هتل محل اق...
جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر زده بود، بالای سر آنها ایس...
هرشب داستان کوتاه
🆔 @ghasabcity
«جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود ر...
💎 «جورج واشنگتن، نخستین رئیس­ جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی می­گذشت. در گوشه خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی می­کردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند. مردی دیگر در حالی که دست­ های خود را به کمر زده بود، بالای سر آنها ...
#داستانک
بعد از جنگ جهانی دوم از یکی از مقامات ژاپن پرسیدند: شما تنها کشوری بودیدکه آمریکا علیه تان از بمب اتم استفاده کرد، قاعدتاً شما باید بزرگترین دشمن آمریکا باشید، پس چرا هیچوقت شعار «مرگ بر آمریکا» سر نمیدهید؟ او پاسخ داد: شعار دادن مال آنهایی هست که در عمل هیچ کاری نمیتوانند بکنند! همین که بر...
داستانک پیرمرد ساده لوح و همسایه عیاش
پیرمردی بود که هر روز با رنج و زحمت فراوان پولی برای امرار معاش خانواده بدبخت خود کسب میکرد.
روزی همسایه اش به او رسید و گفت:من فردی بیمارم و دزد تمام اموال ما را به یغما برده است لطفی کن به ما کمکی کن.
پیرمرد ساده لوح پذیرفت و بیش از نیمی از درآمد خود را به همس...
داستانک ...
مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند.
سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.
کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه ...
#داستانک🍃🌺🍃
#جالب_و_خواندنی
در سال 1330کفش ایرانی ها گیوه و
نعلین و گالش بود و از طرفی شهر نشینی باب شده بود. یک جوان اصالتا شیرازی،به نام محمد تقی ایروانی، پیش خودش فکر کرد که مردم ممکن است بی نان سر کنند، اما بی کفش نمیتوانند دنبال نان بدوند!
به قول او نمیتوان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و...
📖 #داستانک
◾️خلاصه ای از علل قیام ۱۵ خرداد
▪️با کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332و و بازگشت محمدرضای فراری به ایران و سقوط دولت ملی علاوه بر شکست سیاست ملی کردن صنعت نفت ، فاجعه­ ای تاریخی برای سرنوشت ملت ایران رقم خورد که موجب از دست رفتن امید مردم ایران برای آزادی و استقلال از بیگانه بود و راه برای ...
- داستان كوتاه -
من کلاس اول دبستان بودم.‌ این اخوی ما که اکنون دو سال از من بزرگتر هستند، كه بخاطر می آورم که در آن زمان هم، دو سال از من بزرگتر بودند، در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک.
یک روز دو نفری با هم رفتیم نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بو...
- داستان كوتاه -
من کلاس اول دبستان بودم.‌ این اخوی ما که اکنون دو سال از من بزرگتر هستند، كه بخاطر می آورم که در آن زمان هم، دو سال از من بزرگتر بودند، در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک.
یک روز دو نفری با هم رفتیم نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بو...
#داستانک
یک زندانی در آمریکا از زندان می‌گریزد
به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.
درِ واگن به صورت خودکار بسته میشود
و قطار به راه می افتد....
او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است، روی تکه کاغذی می نویسد:
این مجازات رفتار های بد من است
که باید منجمد شوم،
وقتی قطار به ای...
- داستان كوتاه -
من کلاس اول دبستان بودم.‌ این اخوی ما که اکنون دو سال از من بزرگتر هستند، كه بخاطر می آورم که در آن زمان هم، دو سال از من بزرگتر بودند، در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک.
یک روز دو نفری با هم رفتیم نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بو...
- داستان كوتاه -
من کلاس اول دبستان بودم.‌ این اخوی ما که اکنون دو سال از من بزرگتر هستند، كه بخاطر می آورم که در آن زمان هم، دو سال از من بزرگتر بودند، در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک.
یک روز دو نفری با هم رفتیم نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود...
- داستان كوتاه -
من کلاس اول دبستان بودم.‌ این اخوی ما که اکنون دو سال از من بزرگتر هستند، كه بخاطر می آورم که در آن زمان هم، دو سال از من بزرگتر بودند، در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک.
یک روز دو نفری با هم رفتیم نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بو...
استیو هانکه، استاد اقتصاد کاربردی دانشگاه جان هاپکینز آمریکا: در آغاز ماه ژوئن ۲۰۱۸ نرخ تورم واقعی ایران بر اساس کاهش ارزش ریال برابر دلار به ۷۸/۵۵٪ رسیده است.
🖋 @dastanakema
#داستانک
دوستان تلگرامی
داستان کوتاه
پنجاه سال گذشته بود ، نیم قرن ! از همدیگر هیچ خبری نداشتند تا،،، ؟
دوستان بعداز سالیان سال همدیگررا پیداکرده بودند . چگونه ؟
در فیس بوک ، اینستاگرام وتلگرام .
آن گاه گروهی به نام دوستان ، در تلگرام تشکیل شد وهمه دوستان قدیمی درآن جمع شدند .
روزهای اول ، به خاطرات ...
داستان کوتاه ، ولی آموزنده
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
یک خانم معلمی در آمریکا کاری کرد که اسم او در تمام کتاب های تربیتی و پرورشی چاپ شد .تمام دوستانی که در دانشگاه علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی خوندن امکان ندارد که قضیه این خانم رو نخونده باشند .معلمی با 28 سال سابقه کار به اسم خانم 'دُنا'.خانم دُنا یک روز رفت...
داستان کوتاه
صیاد🧚‍♀
صیاد مژه نمی زد، ذل زده بود به لانه ومنتظربیرون آمدن پرنده خوش رنگی بود که لب هایش مثل ماهی قرمز کوچولو سر می خورد روی لب های تشنه اش که پر از وعده های دلار بود ...
تازه از خواب بیدار شده بود،دستی به ساق های سفیدش کشید از خالکوبی نفرت داشت بازویش را بوسید که هنوز تنش هیچ نقش...
#داستانک
@Firuzkoh🌸
🔻در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید:
'همه افراد حاضر در بانک، حرکت نکنید، پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد'.
بنابراین همه در بانک، با شنیدن استدلال دزد، به آرامی روی زمین دراز کشیدند.
این «شیوه تغییر تفکر» نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن.
هنگام ...
#معرفی_کتاب
#کتابخانه_زیبا
وقتی از عشق حرف می‌زنیم مجموعه‌ای از ۱۴ داستان کوتاه از ریموند کارور، شاعر و داستان‌نویس معاصر آمریکایی است. شهرت کارور در جهان بیشتر به‌خاطر داستان‌های کوتاه او است و به همین دلیل بوده‌ که مجله «گاردین» به وی لقب «چخوف آمریکا» داده‌ است. فضاهای داستان‌های وی از دم‌دست‌ت...
🌻🌻🌻
#معرفی_کتاب
وقتی از عشق حرف می‌زنیم مجموعه‌ای از ۱۴ داستان کوتاه از ریموند کارور، شاعر و داستان‌نویس معاصر آمریکایی است. شهرت کارور در جهان بیشتر به‌خاطر داستان‌های کوتاه او است و به همین دلیل بوده‌ که مجله «گاردین» به وی لقب «چخوف آمریکا» داده‌ است. فضاهای داستان‌های وی از دم‌دست‌ترین و روزمر...
#داستانک
یک زندانی در آمریکا از زندان می‌گریزد
به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.
درِ واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد ....
او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است ، روی تکه کاغذی می نویسد :
این مجازات رفتار های بد من است
که باید منجمد شوم
وقتی قطار به ایس...
🔹🔹 داستانک 🔹🔹
برای دیدار خانواده بعد از ۱۶ سال دوری به ایران رفته بودم، یک روز که با اتومبیل برادرم بودم، در یکی از خیابان‌های شلوغ تهران پسری ۱۴ - ١۵ ساله اجازه گرفت تا شیشۀ ماشین را تمیز کند ... به او اجازه دادم و اتفاقأ کارش هم خیلی تمیز بود، یک 20 دلاری به او دادم با حیرت گفت شما از آمریکا آمد...
داستان کوتاه ، ولی آموزنده
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
یک خانم معلمی در آمریکا کاری کرد که اسم او در تمام کتاب های تربیتی و پرورشی چاپ شد .تمام دوستانی که در دانشگاه علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی خوندن امکان ندارد که قضیه این خانم رو نخونده باشند .معلمی با 28 سال سابقه کار به اسم خانم 'دُنا'.خانم دُنا یک روز رفت...
📜
✅ اسرار زندگی ارنست همینگوی: از ماجرای 4 ازدواجش تا جاسوسی برای شوروی
ارنست همینگوی، نویسنده مشهور آمریکایی به عنوان یکی از مشاهیر ادبیات قرن بیستم شناخته می‌شود. او سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگ گذراند و داستان‌های بسیاری نیز با الهام از جنگ نوشت که کتاب «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» ا...
3 گیاه دارویی ضد پیری
آلـو
بعضی از خواص آلو مربوط به فیبر آن است. فیبرها سرعت جذب مواد مغذی، به‌خصوص قندها را کاهش و میزان حساسیت انسولین را افزایش می‌دهند؛ به همین دلیل آلو باعث کاهش نسبی قند خون می‌شود. از طرفی، فیبرها توسط باکتری‌های روده بزرگ تخمیر شده و حجم مدفوع زیاد می‌شود و مواد سریع‌تر دف...
#داستانک
یک زندانی در آمریکا از زندان می‌گریزد
به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.
درِ واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد ....
او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است ، روی تکه کاغذی می نویسد :
این مجازات رفتار های بد من است
که باید منجمد شوم
وقتی قطار به ایس...
🍀 داستان کوتاه شبانه🍀
#حاکم_دوبی، خاطره ای جالب
را در کتاب خود نقل کرده است:
«در دهه 1980 ، اجلاسی متشکل از برخی مقامات عربی برگزار شده بود. همه درباره جنگ ایران و عراق و بحران فلسطین صحبت می کردند و من خواستم فضا را عوض کنم.
بنابراین رو به مقامات حاضر در اجلاس کردم و گفتم که چرا به جای این بح...